دیرزمانی است که داستان زندگی من خوانده نشده است
کسی که دور بوده از روزهایم، حس نمیکند دردهایم را،
نمیفهمد حرفهایم را،
تو اما آشناتر از هرکسی هستی به من و احوال من؛
وقتی کتاب قصهٔ مرا تو میخوانی،
آسوده چشمانم را میبندم و مطمئنم سطرهای دلنشینی رقم میخورد در صفحات روزگار کتاب من.














