یادداشت مهمان، محمد صابری فعال رسانه؛ در بسیاری از نظریههای مرتبط با علوم اجتماعی، «خانواده» به عنوان یکی از نهادهای اصلی و بهنوعی سلول حیاتی شکلگیری ساختار یک اجتماع انسانی شناخته میشود و این واقعیتی است که در تجربیات زندگی روزمره ما نیز نشانههای آن به وضوح قابل مشاهده است. از این رو، بررسی یک بحران بهظاهر ساده در زندگی مشترک یک زوج میتواند به بازخوانی معضلات بزرگتر و جدیتر منجر شود و این دقیقاً همان جنبهای است که آثاری مانند فیلم کوتاه «آسیبدیدگی» را از اهمیت بیشتری برخوردار میسازد.
این فیلم کوتاه به کارگردانی ابوالفضل عزیزی از جمله آثار رونمایی شده در چهلوسومین جشنواره فیلم کوتاه تهران است و موقعیتی بهظاهر ساده اما در عین حال پیچیده را به عنوان موضوع روایت خود انتخاب کرده است. زوجی که در مورد چالش فرزندآوری با یکدیگر اختلاف نظر دارند، شبی پرتنش را پشت سر گذاشتهاند که آثار این تنش به شکل آسیبهای جسمی و روحی در روز بعدی آنها نمایان شده است. مرد خانواده کارشناس پزشکی قانونی است و مسئول بررسی آسیبدیدگی افراد ناشی از سوانح و برخوردهای فیزیکی برای ارجاع به محاکم قضایی میباشد. اکنون زن با حضور در محل کار او تصمیم گرفته تا او را مجبور به پرداخت تاوانی سنگین برای آنچه در حریم خصوصیشان اتفاق افتاده است، کند.
مخدوش شدن مرز میان حریم زندگی خصوصی و زندگی اجتماعی و حرفهای مرد، ساختار دراماتیک فیلم را شکل میدهد، اما قهرمان اصلی روایت، زن است. «آسیبدیدگی» از منظر سوژه مرکزی، قابلیت بالایی برای تبدیل شدن به یک روایت شعارزده و حتی گرفتار در دام فمنیسم اغراقآمیز دارد، اما آنچه بهطور قابل توجهی باعث تأثیرگذاری آن بر مخاطب میشود، عبور سالم از همین چالش است. فیلم بهطور عمدی، موضوع آسیبدیدگی را فراتر از عنصر جنسیت به تصویر میکشد و در حالی که آسیب جسمی بهطور بیرونی بیشتری نمایان میشود، فیلمساز تلاش کرده تا آسیبهای روحی و درونی شخصیتها را نیز روایت کند.
این همان مرز ناپیدایی است که هم در دل فیلمنامه و هم در روایت تصویری فیلم کوتاه «آسیبدیدگی» به خوبی ترسیم شده است و آنچه در پایان فیلم در ذهن مخاطب باقی میماند، تکرار مکرر پرسشهایی از این دست است؛ مرز آسیبهایی که بهواسطه فقدان زبان مشترک در یک اجتماع انسانی به یکدیگر میزنیم کجاست و آیا اساساً میتوان راهی برای جبران این زخمها پیدا کرد؟












