به گزارش پایگاه خبری فرهنگ آفرینان به نقل از مهر، امیرحسین محمودپور، ملیپوش ۲۷ ساله روئینگ ایران با کسب مدال نقره در بازیهای آسیایی ناگویا، نه تنها یکی از مدالهای با ارزش کاروان ایران را به دست آورد، بلکه به گفته خودش، ۱۲ سال صبر و تلاشش را به ثمر رساند. او در گفتوگو با خبرنگار مهر از چالشهای خود در این سالها گفت؛ از ترسی که در کودکی از آب داشت تا لحظهای که صدای تشویق همتیمیهایش را از ۵۰۰ متر دورتر میشنید و مربیاش با دوچرخه تمام مسیر مسابقهاش را همراهی کرد. او همچنین با نگاهی به مدال نقره ناگویا به عنوان تنها مدالآور مرد این رشته، از چالشهای زیرساختی، رویای المپیک لسآنجلس و تقدیم این مدال به مردم ایران صحبت کرد. محمودپور باور دارد که در هر پارویی، حضور پدرش را با پروانهها در کنار خود حس میکند.
* چطور وارد این رشته شدید، چند سال سن دارید و چه مدالها و عناوینی دارید؟
– امیرحسین محمودپور: من ۲۷ سال دارم و متولد ۱۳۷۷ هستم. ورود من به این رشته از طریق استعدادیابی در سال ۹۳ بود. تا به امروز ۲۲ مدال بینالمللی کسب کردهام که شامل ۶ طلا، ۳ نقره و ۷ برنز آسیایی میشود. همچنین یک طلا، دو نقره و یک برنز در جایزه بزرگ روسیه دارم. با ارزشترین مدالهای من، نقره المپیک دانشجویی و سپس نقره بازیهای آسیایی ناگویا است.
* وقتی برای اولین بار پارو زدید و قایق روی آب حرکت کرد، چه حسی داشتید؟ اولین واکنشتان چه بود؟
– راستش را بخواهید، من در ابتدا از این رشته خوشم نمیآمد، اما به خاطر علاقه پدرم تصمیم گرفتم ادامه دهم. پدرم اکنون فوت شدهاند، اما روزی که برای اولین بار سوار قایق شدم، ایشان در کنارم بودند. شروع مسیرم به خاطر پدرم بود و حسی که از اولین روز تمرین داشتم، ترس بود. با اینکه بچه شمال هستم، اما از آب میترسیدم و اصلاً دوست نداشتم با این ترس روبهرو شوم، اما همین مسیر سخت بود که مرا به اینجا رساند.
* سطح بازیهای آسیایی را چطور ارزیابی میکنید؟ رقبا را چطور دیدید؟
– سطح رقابتها بسیار بالا بود و هیچ تفاوتی با قهرمانی جهان نداشت. رقبای اصلی من، بهویژه ورزشکاران هنگکنگ، ازبکستان و قزاقستان، کسانی بودند که در ماههای گذشته در جامهای جهانی و قهرمانی جهان مدال گرفته بودند. برای من این مدال کمی دست نیافتنی شده بود و کسب آن بسیار ارزشمند بود؛ چون در دو دوره گذشته جاکارتا ۱۹ سال داشتم و در هانگژو بیمدال ماندم و در رتبههای چهارم، پنجم و ششم متوقف شده بودم. اما در سومین دوره دنبال مدال بودم. دوازده سال طول کشید تا بالاخره بتوانم مدال بازیهای آسیایی را کسب کنم.
* این مدال برای شما حاصل چه تلاش شبانهروزی بود؟ از یک روز کاریتان در اردو بگویید.
– روز ما از صبح زود شروع میشود. بیدار میشوم و ساعت ۶ صبح در محل تمرین هستم. از ساعت ۴:۳۰ صبح بیدار میشوم و تا ظهر دو وعده تمرین سخت را پشت سر میگذاریم و بعدازظهر دوباره همین روند تکرار میشود. ما روزانه حداقل ۴۰ کیلومتر پارو میزنیم. اگر شرایط جوی مساعد باشد روی آب و در غیر این صورت روی دستگاههای شبیهساز تمرین میکنیم.
* در رقابت با قایقرانان آسیایی، نقاط قوت و ضعف شما کجا بود؟
– به نظر من از نظر بدنی و تمرینات، ما هیچ نقطه ضعفی نسبت به رقبا نداریم. مشکل اصلی ما در امکانات و تعداد مسابقاتی است که در آن شرکت نمیکنیم. قهرمانان آسیا در کمپهای اروپایی تمرین میکنند و به امکانات روز دنیا دسترسی دارند و با وجود اینکه خودشان این امکانات را دارند، اما باز هم به کمپهای اروپایی میروند و تمرین میکنند. آنها در تورنمنتهای متعدد جهانی شرکت میکنند و همین باعث میشود از نظر فنی کمی از ما بالاتر باشند. اگر ما هم به این امکانات دسترسی داشته باشیم، قطعاً میتوانیم در قله آسیا بایستیم و به مدال نقره فکر نکنیم و در تمام مادهها طلایی باشیم.
* مسابقه در ناگویا، فشار ذهنیاش بیشتر بود یا فشار بدنی؟
– فشار ذهنی برای من بسیار بیشتر بود. چون چند دوره بود که مدال نمیگرفتم و در دو نفره شرکت میکردم و استرس زیادی داشتم. اما امسال چون در ماده تکنفره شرکت میکردم، شرایط برایم بهتر بود. در نهایت، فشار مسابقه قطعاً بیشتر از فشار تمرینات است. در این یکی دو سال در بخش مردان دیگر نمایندهای نداشتیم، جوانان تازهوارد آمدهاند و هنوز فرصت هست تا به رقابتها بیایند و همین کار را سخت میکند. از جنگ بگویم که تمرینات ما عقب میافتاد و حتی روزی انتهای پیست ما بمباران شد ولی فردا دوباره تمرین کردیم. شرایط اقتصادی بدی داشتیم اما باید این مدال اتفاق میافتاد و خدا را شکر میکنم که همه این سختیها نتیجه داد. فشار بدنی هم عادی است و تمرینات ما بسیار فشرده و زیاد است. من قبل از مسابقه به آقای فرزام گفتم یک کاری کن ته خط بمیرم اما مدال بگیرم. ایشان در تمام مسیر با دوچرخه من را همراهی کرد و وقتی بعد از مدال حالم خوب شد به ایشان گفتم مردم اما مدال گرفتم.
* همتیمیها و مربیان چقدر در این موفقیت نقش داشتند؟
– همتیمیهای من خانواده من هستند. من در روز فینال، صدای تشویق آنها را از ۵۰۰ متر دورتر میشنیدم و این تأثیر زیادی در روحیهام داشت و خوشحال هستم که در چنین تیمی هستم و انسانهای خوشقلب در این تیم هستند. همچنین از مربیام، آقای فرزام، بسیار سپاسگزارم. خوشحالی که از ایشان دیدم واقعی بود و ایشان خیلی به من کمک کرد. ایشان در تمام مسیر دو کیلومتری مسابقه با دوچرخه کنار من بودند. همچنین از خانم برزگر، مربی بانوان، هم بابت کمکهایشان تشکر میکنم.
* از نتیجهای که در ناگویا گرفتید، شخصاً راضی هستید یا انتظار بیشتری داشتید؟
– راستش ما مسابقات زیادی را ندیدیم، در حالی که رقبا به کاپهای جهانی میروند، به همین دلیل کمی عقب میافتیم. من میدانستم رقبا سرسخت هستند و شاید یک معجزه لازم باشد تا مدال بگیرم، اما باید تمام توانم را میگذاشتم. در نهایت حتی به رقیب هنگکنگی که قهرمان جهان بود بسیار نزدیک شدم. من واقعاً از این نتیجه راضیام و این مدال برای من بسیار با ارزش است و حتی حکم طلا را دارد. چرا که با سختیهای غیرقابل توصیفی به دست آمد. این مدال خیلی فرق میکرد چون من خیلی سختی کشیدم و خدا را شکر نتیجه داد.
* تجهیزات، قایق و پاروی شما با رقبای آسیایی چقدر فاصله دارد؟ این فاصله چقدر در نتیجه اثر میگذارد؟
– در ایران ما از قایقهای آموزشی که کشورهای دیگر حتی آسیاییها و اروپاییها از آنها استفاده میکنند، استفاده میکنیم، ولی اصلاً در سطح مسابقه نیستند. اما در مسابقات ناگویا، هم پارو و هم قایق نو داشتیم. به لطف پیگیریهای آقای وزیر و درخواستی که در اردوها از ایشان داشتم، توانستیم با قایق ایتالیایی که بهترین قایق دنیا بود مسابقه دهیم که تأثیر فوقالعادهای هم از نظر فنی و هم از نظر ذهنی روی نتیجه ما داشت. امیدوارم پیگیریهایی شود تا در ایران هم چنین تجهیزاتی داشته باشیم، اگر این اتفاق بیفتد قطعاً نتایج ما بسیار بهتر خواهد شد.
* سطح لیگ داخلی روئینگ را چطور ارزیابی میکنید؟ آیا لیگ، ورزشکاران را آماده میکند؟
– لیگ روئینگ دو سالی است که برگزار نشده است، اما بعد از جدا شدن فدراسیون و بعد از مدتی وقفه دوباره برگزار میشود. لیگ میتواند کمکهزینه و انگیزهای برای تمرینات باشد، اما در حال حاضر قراردادها و پرداختها بسیار پایین است و کمکحالی برای ورزشکار نیست. امیدوارم اکنون که روئینگ دومین رشته مدالآور در بازیهای ناگویا بوده، کمی دیده شده و شرایط بهتر شود. در بخش زنان تعداد ورزشکاران خوب زیاد است، اما در بخش مردان تعداد ورزشکاران کمتر است و تفاوتهایی در سطح رقابت وجود دارد. اما به طور کلی لیگ باید برای رسیدن به قهرمانیهای آسیا تقویت شود و کمکحال ما باشد.
* وضعیت پیست و دریاچه تمرینی چطور است؟ آیا با استاندارد جهانی همخوانی دارد؟
– ما در سد شرخچای تمرین میکنیم که آنچنان استاندارد جهانی نیست و تعداد لاینهایش کمتر از ۶ لاین استاندارد است. ما فقط برای تستگیری وارد پیست میشدیم که نسبت به استانداردهای جهانی پایین است. امیدوارم پیستی که قرار است در انزلی آماده شود، هرچه زودتر به بهرهبرداری برسد تا پایگاه قهرمانی ما تقویت شود. این به نفع ورزش روئینگ است که بتواند در جایجای ایران یک پایگاه داشته باشد.
* بهعنوان یک قهرمان ملی، چه توقعی از فدراسیون، وزارت ورزش و مسئولان دارید؟
– تقاضای من رسیدگیهای لازم است تا ما بتوانیم بدون دغدغه فقط به مدال فکر کنیم. اگر این دغدغههای زندگی برطرف و حمایت شویم، ما حتی میتوانیم در قهرمانی جهان و المپیک هم به مدال طلا فکر کنیم، نه فقط به مدال نقره. یک ورزشکار هم همین را میخواهد.
* حقوق و مزایای یک قهرمان ملی در این رشته چقدر است؟ آیا زندگی با این درآمد میچرخد؟
– حقوق من به عنوان ورزشکار تیم ملی ۲۰ میلیون تومان است و هر چند از چندگاهی هم ۲۰ میلیون هزینه مکمل میگیریم. اما هزینه مکملهای ما در ماه بالای ۳۰ میلیون تومان است. در واقع هیچی برای ما نمیماند و مجبوریم از مکملها بزنیم تا به زندگی برسیم. من متاهل هستم و درآمد ما کفاف یک زندگی معمولی و کرایه خانه را نمیدهد، چه برسد به زندگی ورزشکاری که هزینههایش دو سه برابر است. ما از اول مسیر سختی کشیدیم و نداری را دیدیم، بیپولی را دیدیم، اما امیدوارم بعد از این مدال اتفاقات خوبی بیفتد و تغییراتی در حمایتها ایجاد شود.
* سختترین چالشی که در این سالها تجربه کردید چه بود؟ مالی یا روحی و جسمی؟
– قطعاً همه موارد بوده است. مالی یک چالش همیشگی بوده، اما فشار روحی بیشتر بود. در طول ۱۲ ماه سال در اردو هستیم و اتفاقاتی میافتد که آدم فکر میکند بیخیال شود یا باید جا بزند یا ورزش را کنار بگذارد. فشار مالی و جسمی دست به دست هم میدهند و همه سخت است، اما کسانی که در این مسیر دوام میآورند، آخرش خیلی زیباست و در نهایت به یک خاطره شیرین میرسند.
* یک خاطره شیرین و یک خاطره تلخ از مسابقات بزرگ تعریف کنید.
– شاید خاطره نباشد. پدرم فوت کرده و باور دارم که پدرم در تمام لحظهها کنار من حضور دارند و هر بار که یک پروانه روی قایقم مینشیند، حس میکنم ایشان هستند و این شیرینترین لحظه است. در فینال ناگویا هم همین اتفاق افتاد و استرسم کاملاً از بین رفت و میدانستم مدال میگیرم. تلخترین خاطره، چهارم شدن در بازیهای آسیایی هانگژو بود. آن شکست ضربه بزرگی به من زد و ۶ ماه دوران روحی بسیار سختی را گذراندم اما شاید آن روز نمیباختم الان فرق میکرد. الان بهتر هست و من برای این مدال خیلی صبر کردم و سختی کشیدم.
* تا حالا لحظهای شده که بهخاطر سختی مسیر به فکر خداحافظی باشید؟ چه چیزی شما را نگه داشت؟
– بله، بعد از المپیک دانشجویی و دریافت پاداش ۲۰ میلیون تومانی، احساس کردم آن مدال که بعد از بازیهای المپیک تابستانی بالاترین ارزش را در بین مدالها دارد، بیارزش است و خواستم خداحافظی کنم. اما مادرم اجازه نداد و گفت تا اینجای راه آمدی، درست نیست همین حالا خداحافظی کنی. بعد از ۹ ماه از این خداحافظی، با تشویق دوستان و پیگیری رئیس هیئت گیلان دوباره برگشتم و در نهایت بین عقل و قلبم، قلبم را انتخاب کردم. به مسابقات قهرمانی آسیا رفتم و آنجا هم مدال نقره گرفتم.
* یک قهرمان آسیا در ایران چقدر دیده میشود؟ آیا قدردانی کافی صورت میگیرد؟
– رشته ما خیلی کم دیده میشود و اکثر مردم روئینگ را نمیشناسند و بعد از بازیها بیشتر دیده شد. این موضوع به روابط عمومی فدراسیون و رسانهها برمیگردد که این رشته را به مردم نشان بدهند. در مورد حمایتها، من از سمت انزلی که هیچ چیزی تا به الان ندیدهام و از سوی گیلان هم از مدیران قبلی حمایت خاصی ندیدم، اما امیدوارم با مدیریت جدید آقای مهربان که خودشان قهرمان رشته کشتی بودهاند، تغییرات مثبتی ایجاد شود.
* اگر یک آرزو برای آینده روئینگ مردان ایران داشته باشید، آن آرزو چیست؟
– آرزوی من این است که دیگر در اردوهای تیم ملی، تنها ورزشکار مرد نباشم. حسرت میخورم که نمیتوانم در قایقهای













