به گزارش پایگاه خبری فرهنگ آفرینان به نقل از مهر، با آغاز سال تحصیلی، بار دیگر زنگ مدرسه، نیمکتها، زنگ تفریح و ماجراهای دانشآموزی به زندگی کودکان بازمیگردد؛ همان رویدادهای کوچکی که گاهی از یک دعوای ساده آغاز میشوند و به دوستیهای ماندگار، گروههای عجیب و حتی پروندههای جنایی در حیاط مدرسه منجر میشوند! «عنکبوت کلاسششمی» نوشته زهرا شاهی، نخستین عنوان از مجموعه سهجلدی «گروه موسیقی پشهبند» است که توسط نشر مهرستان منتشر شده و داستان سه دانشآموز را با زبانی طنز و ماجراجویانه روایت میکند. این کتاب قصد ندارد مدرسه را تنها از منظر درس و امتحان به تصویر بکشد. در دنیای پرماجرای «گروه موسیقی پشهبند»، مدرسه محلی برای دوستی، شیطنت، اشتباهات، تجربیات و البته گرفتار شدن در دردسرهایی است که گاهی خود بچهها به وجود میآورند.
پرهام یکی از آن دانشآموزانی است که چندان به درس خواندن و انجام تکالیف اهمیت نمیدهد و معمولاً کارها را به دقیقه آخر موکول میکند. این بار نیز تحقیق علومش را تا آخرین لحظه به تعویق انداخته و ناچار شده است تا دیروقت بیدار بماند تا آن را کامل و مرتب کند. او البته بر این باور است که تنبل نیست؛ فقط کمی دیر دست به کار شده است! اما دردسر اصلی صبح روز بعد آغاز میشود؛ زمانی که پرهام متوجه میشود تحقیقی که تا نیمهشب روی آن کار کرده، دیگر در کیفش نیست. او همهجا را جستجو میکند، اما خبری از تحقیق نیست؛ نه در کیف، نه در سرویس مدرسه و نه در کلاس. حالا پرهام با یک تحقیق گمشده و دو دوستش، شایان و هادی، مواجه است.
ماجرای دوستی این سه نفر نیز چندان عادی نیست. همهچیز از جایی آغاز میشود که پرهام و هادی برای دعوا با شایان پیش میروند. پرهام برای اینکه به رسم رفاقت به هادی کمک کند، خود را درگیر دعوا میکند؛ اما ماجرا آنقدر بههم میریزد که در نهایت پرهام حتی با خود هادی هم درگیر میشود! این دعوای عجیب و خندهدار، سرانجام به شکلگیری یک دوستی سهنفره منجر میشود. از آن روز، پرهام، هادی و شایان تقریباً همیشه در کنار هم هستند و به تدریج برای خود یک نشانه مخصوص پیدا میکنند؛ کوبیدن روی میز و زوزهکشیدن! این صدای عجیب به آهنگ مخصوص گروه تبدیل میشود؛ آهنگی که یک روز هادی را به فکر تشکیل یک گروه موسیقی میاندازد. اسم سه نفرشان را به هم میچسبانند و از ترکیب آنها به «پشهبند» میرسند. به این ترتیب، «گروه موسیقی پشهبند» شکل میگیرد.
اما هنوز مسئله تحقیق گمشده حل نشده است. هادی روزی که قرار است برای پیدا کردن تحقیق کمک کند، غایب میشود و پرهام و شایان مجبور میشوند خودشان دست به کار شوند. ابتدا کلاس را زیرورو میکنند؛ زیر میزها، داخل جامیزیها، پشت سطل زباله و حتی جاهایی که احتمال پیدا شدن تحقیق در آنها تقریباً صفر است. سپس به حیاط مدرسه میروند. در همین جستوجو با دانشآموزی کلاسششمی روبهرو میشوند که البته یک عنکبوت کلاسششمی است! این عنکبوت، که به دلیل دو سال بزرگتر بودن خود را باتجربهتر از آنها میداند، یک احتمال ترسناک را مطرح میکند: شاید تحقیق پرهام دزدیده شده باشد! همین یک جمله کافی است تا ماجرای ساده گمشدن یک برگه، برای پرهام و شایان تبدیل به پرونده یک سرقت واقعی شود. آنها تصمیم میگیرند گروهی برای پیدا کردن دزد تشکیل دهند و در فرصت باقیمانده مدرسه، سرنخهای احتمالی را دنبال کنند.
پرهام و شایان برای پیدا کردن دزد چند نقشه دارند. ابتدا تصمیم میگیرند از دانشآموزان درباره موضوع تحقیقهایشان سؤال کنند؛ شاید کسی که تحقیق را برداشته، فرصت نکرده باشد آن را بخواند و با جوابدادن به سؤالها خودش را لو بدهد. نقشه دوم این است که موضوع را با معلم در میان بگذارند تا او حواسش به دانشآموزان باشد. اما نقشه سوم از همه عجیبتر است؛ آنها تصمیم میگیرند جوراب روی سرشان بکشند، وارد کلاس شوند و بچهها را بترسانند تا شاید دزد از ترس خودش را لو بدهد! ماجرا وقتی پیچیدهتر میشود که پای میلاد هم به عملیات باز میشود. قرار است او در زنگ دوم، کیف بچهها را یواشکی بگردد؛ اما به جای پیدا کردن تحقیق، مشغول خوردن خوراکیهای دیگران میشود و سرانجام هم دستش رو میشود. نتیجه این عملیات، نه پیدا شدن دزد، بلکه قهر بچههای کلاس با پرهام و شایان و دعوای ناظم است.
در نهایت، ماجرای تحقیق گمشده به شکلی پیش میرود که پرهام با یک حقیقت ساده روبهرو میشود: تحقیق اصلاً دزدیده نشده است. برگه تحقیق تمام این مدت در کیف خودش بوده و لای دفتر ریاضی جا مانده است! پرهام برای پیدا کردن چیزی که تصور میکرد دزدیده شده، کلاس و حیاط را گشته، برای خودش گروه کارآگاهی تشکیل داده، به دیگران شک کرده و حتی به دردسر افتاده است؛ در حالی که اگر از ابتدا کیف خودش را با دقت میگشت، شاید تمام این ماجرا اتفاق نمیافتاد. همین اتفاق، هسته طنز داستان را شکل میدهد و در عین حال کودک را با یکی از موقعیتهای آشنای زندگی روزمره روبهرو میکند: گاهی قبل از متهمکردن دیگران یا ساختن نقشههای پیچیده، باید سادهترین احتمالها را بررسی کرد.
«عنکبوت کلاسششمی» تنها داستان گمشدن یک تحقیق نیست. دوستی سه شخصیت اصلی، شکلگیری گروه موسیقی، شیطنتهای مدرسه، اشتباههای آنها و ماجرای پیدا کردن تحقیق، مجموعهای از تجربههای کودکانه را کنار هم قرار میدهد. زهرا شاهی در این داستان، فضای مدرسه را از دریچه نگاه دانشآموزان روایت میکند؛ جایی که یک دعوا میتواند به دوستی ختم شود، یک کوبیدن ساده روی میز میتواند تبدیل به آهنگ مخصوص یک گروه شود و یک تحقیق گمشده میتواند چند دانشآموز را وارد یک عملیات کارآگاهی کند. قلم طنز و ماجراجویانه کتاب نیز باعث میشود پیامهای داستان در دل اتفاقها قرار بگیرند و مخاطب بدون مواجهه با یک روایت مستقیم آموزشی، با مفهومهایی مانند دوستی، مسئولیتپذیری، قضاوتنکردن عجولانه و توجه به نتیجه رفتارهای خود روبهرو شود.
«عنکبوت کلاسششمی» نخستین عنوان از مجموعه سهجلدی «گروه موسیقی پشهبند» است که با محوریت ماجراهای گروهی از دانشآموزان شکل گرفته است. این مجموعه تلاش میکند در هر جلد، سه حکمت از نهجالبلاغه را که دارای مفاهیم اخلاقی و کاربردی برای زندگی هستند، در قالب داستانی پرکشش و متناسب با دنیای نوجوانان بیان کند. حکمت محوری این داستان به موضوع معاشرت با افراد نادان و تأثیرپذیری از رفتار آنها مربوط میشود؛ موضوعی که در نهجالبلاغه نیز درباره آن سفارش شده است. کتاب با زبان ساده و متناسب با مخاطب نوجوان، این مفهوم را مطرح میکند که همنشینی با آدمهای نادان میتواند انسان را به رفتارهای نادرست آنها نزدیک کند و حتی باعث شود کارهای اشتباه، عادی یا قابلقبول به نظر برسند. نویسنده برای نزدیکشدن این مفهوم به دنیای نوجوانان، بهجای توضیح مستقیم، آن را در دل ماجراهای پرهام، شایان و هادی قرار داده است.
در داستان، بچهها در جریان پیدا کردن تحقیق گمشده با موقعیتهایی روبهرو میشوند که بعضی از تصمیمهای عجولانه و رفتارهای نادرست، آنها را وارد دردسرهای تازه میکند. در بخشی از کتاب نیز این مفهوم با زبانی صمیمی و خطاب مستقیم به مخاطب مطرح میشود: «تا حالا آدم احمقی را از نزدیک دیدهای؟ اصلاً هیچ میدانی آدمهای احمق از خیلی سال پیش روی کره زمین وجود داشتهاند؟» کتاب سپس با اشاره به سفارشهای قدیمی درباره دوری از چنین افرادی، مخاطب را به حکمت نهجالبلاغه میرساند؛ جایی که بر پرهیز از معاشرت با احمق تأکید شده است، چراکه چنین فردی ممکن است رفتارهای نادرست خود را برای دیگری زیبا و قابلقبول جلوه دهد و او را نیز به همان مسیر بکشاند. این حکمت در «عنکبوت کلاسششمی» از حالت یک توصیه اخلاقی خارج میشود و در قالب تجربه شخصیتها معنا پیدا میکند. خواننده همراه با پرهام و دوستانش میبیند که تصمیمهای عجولانه، همراهی با فرد نامناسب یا اعتماد به پیشنهادهای نادرست چگونه میتواند یک مسئله ساده را به دردسری بزرگ تبدیل کند. به این ترتیب، نویسنده تلاش کرده است مفاهیم اخلاقی نهجالبلاغه را از فضای توصیههای مستقیم بیرون بیاورد و به تجربهای داستانی برای نوجوانان تبدیل کند؛ تجربهای که در آن دوستی، انتخاب دوست، تأثیرپذیری از دیگران و مسئولیت رفتارهای فردی، در دل یک ماجرای مدرسهای و طنزآمیز روایت میشود.
«گروه موسیقی پشهبند» در هر جلد، سه حکمت را با همین شیوه دنبال میکند؛ یعنی مفاهیمی که شاید در نگاه اول برای مخاطب نوجوان دور از دنیای روزمره او به نظر برسند، اما با قرارگرفتن در موقعیتهای آشنا، مدرسه، دوستی و ماجراهای نوجوانانه، شکل ملموستری پیدا میکنند. کتاب «عنکبوت کلاس ششمی» در ۷۹ صفحه و از سوی انتشارات مهرستان منتشر شده است.















