به گزارش پایگاه خبری فرهنگ آفرینان به نقل از مهر، حمیدرضا عبدالمنافی: مدیریت پسماند در استان البرز، به ویژه در شهر کرج، دیگر به جمعآوری زباله از سطلها و انتقال آن به محل دفن محدود نمیشود. این فرآیند شامل حجم تولید، تفکیک از مبدأ، بازیافت، شیرابه، مراکز دپو، فعالیت پیمانکاران و نظارت بر تمامی این حلقهها است. با افزایش جمعیت و گسترش سکونتگاهها، این پرسش به طور جدی مطرح میشود که آیا ساختار فعلی هنوز پاسخگو است یا خیر! تمرکز بخش عمدهای از این چرخه در حلقهدره، انتقال زباله شهرهای مختلف به یک نقطه و ظرفیت زیرساختهای موجود، سالهاست که موضوع بحث بوده است. ارزیابی عملکرد شهرداری کرج باید با دادههای رسمی و گزارشهایی انجام شود که قابلیت راستیآزمایی داشته باشند.
جواد چپردار، رئیس کمیسیون حقوقی شورای اسلامی شهر کرج، در گفتوگو با پایگاه خبری فرهنگ آفرینان به نقل از مهر، بر لزوم اصلاح سیاستهای پسماند تأکید میکند. وی خواستار بازنگری در تمرکز مراکز دپو، تقویت تفکیک از مبدأ، بررسی عملکرد پیمانکاران و پیگیری تذکرات نظارتی است. چپردار همچنین بر ضرورت روشن شدن سرانه تولید زباله در کرج و البرز، وضعیت پسماندهای عفونی، صنعتی و ساختمانی و پاسخگویی دستگاههای مسئول به تذکرات و مستندات ارائهشده تأکید دارد.
در ادامه گفتگو با جواد چپردار، رئیس کمیسیون حقوقی شورای اسلامی شهر کرج، به بررسی بزرگترین چالشهای پسماند در البرز میپردازیم. وی میگوید: یکی از مسائل اصلی این است که حجم زیادی از پسماند در یک مرکز جمعآوری میشود و بخش عمدهای از مدیریت زباله استان به حلقهدره وابسته است. برآوردها نشان میدهد که البرز روزانه حدود هزار و ۷۰۰ تن زباله تولید میکند و سهم کرج بیش از ۷۰۰ تن است. اما این ارقام نمیتوانند به صورت قطعی منتشر شوند؛ آمار رسمی باید از مراجع مسئول به دست آید و شامل جمعیت مبنا و نوع پسماندهای محاسبهشده باشد. بحث تنها بر سر وزن زباله نیست، بلکه نحوه جمعآوری، انتقال، پردازش و دفن آن نیز اهمیت دارد. زمانی که بیشتر این مراحل در یک محدوده متمرکز باشد، ظرفیت زیرساختها، هزینه حمل و پیامدهای زیستمحیطی باید به طور مداوم مورد ارزیابی قرار گیرد.
چپردار در ادامه به این نکته اشاره میکند که ساختار مدیریت پسماند باید با جمعیت، توسعه شهر و تغییر محدودههای سکونتی هماهنگ شود. تصمیماتی که در گذشته و متناسب با شرایط آن زمان اتخاذ شدهاند، لزوماً پاسخگوی نیازهای امروز نیستند. با گسترش شهرها و افزایش زباله، باید بررسی شود که آیا این ساختار هنوز کارآمد است یا نیاز به توزیع منطقیتری دارد.
وی در پاسخ به این سؤال که آیا شهرداری کرج به تنهایی قادر به مدیریت این مسئله است، میگوید: در شهری مانند کرج، به ویژه زمانی که زباله از شهرهای دیگر نیز به آن منتقل میشود، بدون هماهنگی میان دستگاههای مختلف، کار پیش نمیرود. شهرداری مسئولیتهای اجرایی مشخصی دارد، اما جانمایی مراکز، رعایت الزامات محیطزیستی و هماهنگی میان شهرها باید با مشارکت نهادهای ذیربط مورد بررسی قرار گیرد.
چپردار در ادامه به پیشنهاداتی برای کاهش بار حلقهدره اشاره میکند و میگوید: باید امکان ساخت یا تقویت مراکز منطقهای مدیریت پسماند بررسی شود تا زباله مناطق مختلف مجبور نباشد همه به یک نقطه منتقل شود. پیشنهادهایی درباره ظرفیت مناطق شرقی و غربی استان و نقاطی مانند نظرآباد مطرح شده است. با این حال، انتخاب هر محل باید بر اساس مطالعه فنی، زیستمحیطی، جمعیتی و اقتصادی و پس از بررسی ضوابط قانونی باشد.
وی همچنین به معیارهای انتخاب محل مراکز جدید اشاره کرده و میگوید: فاصله از سکونتگاهها، منابع آب، ویژگیهای زمین، مسیر دسترسی، جهت باد، ظرفیت پردازش، امکان کنترل شیرابه و رعایت ضوابط محیطزیستی از جمله معیارهای مهم هستند. جانمایی نباید صرفاً به دسترسی به زمین یا کاهش هزینه حمل محدود شود؛ اثر بلندمدت آن بر سلامت مردم و محیطزیست نیز باید مورد توجه قرار گیرد.
چپردار در ادامه به چالشهای ناشی از دور بودن مبدأ زباله اشاره کرده و میگوید: هرچه مسافت بیشتر شود، هزینه حمل و نیاز به نظارت بر خودروها نیز افزایش مییابد. در این شرایط باید ناوگان، نشت شیرابه، رعایت الزامات بهداشتی و تخلیه زباله در محل مجاز به دقت کنترل شود. برای این کار نیز باید مسیرهای انتقال، عملکرد ناوگان و وضعیت واقعی مراکز دپو را مورد بررسی قرار داد.
وی در پاسخ به این سؤال که آیا فعالیت حلقهدره به طور قطع سلامت ساکنان اطراف را تهدید میکند، میگوید: پاسخ دقیق به این پرسش بدون دادههای معتبر پایش محیطزیستی و بهداشتی ممکن نیست. کیفیت آب و خاک، وضعیت هوا، مدیریت شیرابه، شیوه دفع و فاصله مراکز از محل زندگی مردم باید مورد بررسی قرار گیرد. نگرانی ساکنان و گزارشهای محلی نیز باید جدی گرفته شود، اما قضاوت درباره میزان خطر باید بر اساس شواهد کارشناسی و اطلاعات رسمی باشد.
چپردار در ادامه به این نکته اشاره میکند که برخی معتقدند حلقهدره در زمان احداث طبق استانداردهای آن زمان مکانیابی شده است. وی میگوید: شرایط زمان احداث و ضوابط آن روز باید مد نظر قرار گیرد. اما حتی اگر مکانیابی اولیه بر اساس معیارهای آن زمان صحیح بوده باشد، این به معنای عدم نیاز به ارزیابی مجدد نیست. گسترش سکونتگاهها، تغییر شرایط محیطی و افزایش حجم پسماند ممکن است بازنگری در شیوه فعالیت مرکز و میزان انطباق آن با استانداردهای روز را ضروری کند.
چپردار در ادامه به این سؤال پاسخ میدهد که آیا کاهش ورودی به حلقهدره مشکل را حل میکند یا خیر. وی میگوید: کاهش ورودی مهم است، اما کافی نیست. تفکیک از مبدأ، بازیافت، پردازش پسماند آلی، مدیریت شیرابه، اصلاح روشهای دفع نهایی و نظارت بر پیمانکاران باید به صورت همزمان انجام شود. اگر فقط حجم ورودی کاهش یابد و کیفیت پردازش و دفع همان باقی بماند، بخش عمدهای از مشکلات همچنان پابرجا خواهد بود.
چپردار در ادامه به اهمیت تفکیک زباله از مبدأ اشاره کرده و میگوید: تفکیک از مبدأ یکی از ارکان اصلی مدیریت اصولی پسماند است. زمانی که زبالههای خشک و تر از همان ابتدا به درستی جدا شوند، امکان بازیافت بیشتر و حجم زبالهای که به محل دفن میرود، کاهش مییابد. این هدف بدون آموزش مداوم شهروندان، زیرساخت جمعآوری جداگانه و نظارت بر پیمانکاران به دست نخواهد آمد.
وی در ادامه به این سؤال پاسخ میدهد که چرا برنامههای تفکیک و خانههای بازیافت همیشه نتیجه نمیدهند. چپردار میگوید: برای قضاوت باید دانست چه مقدار پسماند در مبدأ تفکیک میشود، چه حجمی به مراکز بازیافت میرسد و در نهایت چه مقدار از مواد جمعآوریشده دوباره قابل استفاده است. وجود یک خانه بازیافت یا اجرای کمپین اطلاعرسانی به تنهایی نشاندهنده موفقیت نیست و کارنامه واقعی باید با شاخصهای عددی و گزارشهای قابل راستیآزمایی سنجیده شود.
چپردار همچنین به این نکته اشاره میکند که پردازش پسماند آلی و تولید کمپوست میتواند حجم زباله قابل دفن را کاهش دهد. اما اثربخشی آن به ترکیب پسماند، کیفیت تفکیک، ظرفیت تأسیسات و امکان مصرف محصول نهایی بستگی دارد. اگر مواد آلی با زبالههای نامناسب مخلوط شود، کیفیت کمپوست پایین میآید. بنابراین توسعه این روش باید با مطالعه فنی و اقتصادی و برنامهریزی روشن برای استفاده از محصول همراه باشد.
چپردار در ادامه به این سؤال پاسخ میدهد که زبالهسوزی و دفن کجای کار قرار میگیرند. وی میگوید: یک روش نمیتواند برای همه انواع پسماند تجویز شود. ابتدا باید میزان تولید، ترکیب زباله و ظرفیت بازیافت و پردازش مشخص شود. زبالهسوز نیز به فناوری مناسب، کنترل آلایندهها، تأمین هزینه بهرهبرداری و رعایت ضوابط زیستمحیطی نیاز دارد. در نهایت، آن بخش از پسماند که نه بازیافت میشود و نه پردازش، باید با روش بهداشتی و تحت نظارت دفع شود.
چپردار در ادامه به این سؤال پاسخ میدهد که برای سنجش عملکرد شهرداری کرج چه شاخصهایی باید مورد توجه قرار گیرد. وی میگوید: کارنامه شهرداری نباید تنها با جمعآوری روزانه زباله سنجیده شود. میزان تفکیک از مبدأ، سهم پسماند بازیافتی، حجم ارسالی به محل دفن، وضعیت شیرابه، هزینه جمعآوری و انتقال، کیفیت خدمات پیمانکاران و رعایت الزامات بهداشتی و محیطزیستی از جمله شاخصهای مهم هستند. همچنین باید مشخص شود چه مقدار از برنامههای مصوب اجرا شده و در عمل چه نتیجهای داشته است.
چپردار در ادامه به اهمیت سرانه تولید زباله در کرج و البرز اشاره کرده و میگوید: سرانه تولید پسماند یکی از شاخصهای اصلی برای برنامهریزی و ارزیابی است. برای محاسبه آن باید حجم روزانه زباله را بر جمعیت مبنا تقسیم کرد و مشخص شود که آیا آمار فقط شامل پسماند خانگی است یا منابع دیگر را نیز شامل میشود. اگر روش محاسبه یکسان نباشد، مقایسه کرج با میانگین کشوری یا شاخصهای جهانی قابل اتکا نخواهد بود.
وی در ادامه به این سؤال پاسخ میدهد که آیا سرانه زباله در کرج از استانداردهای ملی و جهانی بیشتر است یا خیر. چپردار میگوید: برای پاسخ قطعی، ابتدا باید آمار مستند تولید روزانه و جمعیت مبنا را به دست آورد. سپس باید عدد بهدستآمده را با شاخصهایی مقایسه کرد که از نظر تعریف پسماند، بازه زمانی و روش محاسبه با دادههای کرج همخوانی داشته باشد. تا آن زمان، تنها با نگاه به حجم کل زباله نمیتوان درباره بالا یا پایین بودن سرانه شهر قضاوت کرد.
چپردار در ادامه به این نکته اشاره میکند که آیا پسماند کرج به زباله خانگی محدود است یا خیر. وی میگوید: نه. پسماند عفونی مراکز درمانی، پسماند صنعتی، نخالههای ساختمانی و ضایعات پروژههای عمرانی نیز در ارزیابی کلی باید مورد توجه قرار گیرد. هر گروه ویژگیها، خطرها و الزامات خاص خود را دارد. حجم تولید، متولی جمعآوری و انتقال، شیوه پردازش یا دفع و سازوکار نظارت برای هر کدام باید به طور جداگانه مشخص شود.
چپردار در ادامه به این سؤال پاسخ میدهد که درباره پسماند عفونی و صنعتی چه اطلاعاتی باید منتشر شود. وی میگوید: میزان تولید، شیوه تفکیک، شرایط نگهداری، روش انتقال و محل نهایی پردازش یا دفع باید از دستگاههای مسئول به دست آید. همچنین باید مشخص شود که نظارت بر هر مرحله با کدام نهاد است و آیا فرایندها با الزامات بهداشتی و قانونی مطابقت دارند. آمار دقیق در این بخش، امکان سنجش عملکرد دستگاههای متولی را فراهم میکند.
چپردار در ادامه به وضعیت نخالههای ساختمانی و دپوی زباله در مناطق مختلف کرج اشاره کرده و میگوید: باید محلهای دپو، ظرفیت آنها، میزان ورود پسماند، مجوزها و شیوه انتقال نخالهها مورد بررسی قرار گیرد. دپوی اولیه زباله در مناطق مختلف نیز از نظر بهداشت، فاصله از سکونتگاهها و تناسب با شرایط امروز شهر نیاز به ارزیابی مجدد دارد. این بررسی باید نشان دهد کدام نقاط هنوز با ضوابط همخوانی دارند و کدامها باید اصلاح، جابهجا یا ساماندهی شوند.
چپردار در ادامه به عملکرد پیمانکاران جمعآوری و دفع زباله اشاره کرده و میگوید: پیمانکاری پسماند فقط به جمعآوری و انتقال زباله محدود نمیشود. پاکروبی، تفکیک، جمعآوری، حمل، تخلیه، دفن و استحصال شیرابه، هرکدام باید بر اساس تعهدات قراردادی و شاخصهای مشخص سنجیده شوند. در ممیزی، میزان تحقق تعهدات، کیفیت خدمات، رعایت مقررات، هزینههای پرداختشده و گزارش تخلفهای احتمالی باید مورد توجه قرار گیرد.
چپردار در ادامه به این سؤال پاسخ میدهد که آیا قراردادهای پیمانکاران پسماند باید بازبینی شوند. وی میگوید: بله؛ قراردادها باید از نظر شفافیت تعهدات، شاخصهای عملکرد، شیوه گزارشدهی، نحوه نظارت، ضمانت اجرای تخلف و تناسب هزینه با خدمات مورد بررسی قرار گیرد. اگر در قرارداد شاخصهای قابل اندازهگیری تعریف نشده باشد، سنجش عملکرد پیمانکار دشوار خواهد بود. همچنین باید مشخص شود که گزارشهای نظارتی چگونه ثبت میشوند و اگر تخلفی مشاهده شد، رسیدگی و اصلاح از چه مسیری انجام میشود.
چپردار در پایان به نقش شورای شهر کرج در نظارت بر مدیریت پسماند اشاره کرده و میگوید: شورا در سیاستگذاری شهری، بررسی و تصویب بودجه و نظارت بر عملکرد شهرداری نقش دارد. اجرای برنامهها با شهرداری و مجموعه اجرایی آن است، اما شورا باید بتواند ببیند مصوبات چقدر اجرا شده، منابع چگونه هزینه شده و کیفیت عملکرد دستگاه اجرایی چه بوده است. اثربخشی این نظارت به دسترسی به اطلاعات، پاسخگو بودن مدیران و پیگیری نتایج تذکرات بستگی دارد.
چپردار در ادامه به این سؤال پاسخ میدهد که اگر بودجهای برای اصلاح مدیریت پسماند تصویب شود، چه تضمینی برای اجرای واقعی آن وجود دارد. وی میگوید: تصویب بودجه به تنهایی کافی نیست. برنامه اجرایی، زمانبندی، مسئول هر اقدام، شاخص سنجش پیشرفت و گزارش عملکرد باید به وضوح مشخص شود. باید روشن شود اعتبار مصوب در چه مرحلهای هزینه شده و چه نتیجهای به همراه داشته است. انتشار منظم گزارشها میتواند فاصله میان برنامه و نتیجه واقعی را نشان دهد.
چپردار در پایان به تذکرات متعدد درباره پیمانکاران پسماند اشاره کرده و میگوید: او به عنوان عضو شورا درباره عملکرد پیمانکاران و برخی مسائل مرتبط با مدیریت پسماند، تذکرات و پرسشهایی مطرح کرده و مستنداتی نیز در اختیار دستگاههای مربوط قرار داده است.












