
آزاده امیری – دیدگاه برتر مدیریت
از میان آفریدگان ؛گاهی مییابی کسی را که به حق نام اشرف مخلوقات برازنده اوست . کسی که زمین به وجود قدمهایش برتن رنجور وخسته ی خویش می بالد و خستگی روزگاران کهن، هم زیستی با آدمیانِ حریص وطماع را از تن زخمی اش می زداید.
او خود را از تعلقات مادی روزگار گسیخته و دل را از بند و اسارت مال و مکنت زودگذر دنیای فانی رهانیده تا مردانه خود را در آغوش پروردگار رها سازد برای رسیدن به مقام شامخ انسانیت.
درست است،باید از بزرگمردی همچون سرتیپ احمد دادبین ؛ به زبانی رسمی و با الفاظ به سان کشیده همچون ارتشیان نام برد تا از او و منش والایش سخن را به رژه درآورند ، اما مگر می شود در وصف دریای پاکی ومهربانی ،یک دشت لطافت و زیبایی،یک آسمان بزرگی و عشق به زبانی جدا از زبان دل سخن گفت؟
می دانم،شماهم ذکر خوبی های سرتیپِ والامقام را این روزها زیاد شنیده اید.
مردی از دیار گل و بلبل که بدون شک حال وهوای دل مهربانش وامدار آب وهوای خوش شیراز است که از شناخت زیبایی های خلقت به اخلاق پسندیده خو گرفته است.
سرتیپ احمد دادبین ؛همان ابر مردی است که سخاوتمندانه سرپناه خود وخانواده اش را با کمال ایثار وگذشت به خانواده ای کم بضاعت بخشید تا نهال سبز عاطفه را در قلبی بکارد تا در آتیه ای نه چندان دور این درخت به ثمر بنشیند واز سایه اش گلی دیگر جوانه زند واز آن شکوفه ی انسان دوستی بشکفد.
برای همچنین بزرگمردی فرقی ندارد کجای این زمین خاکی صبح رابه شب می رساند زیرا تمام ایران، گوشه گوشه اش برای او بوی خاک وطن می دهد .کوچک و بزرگ بودن خانه ، استیجاری یا صاحب خانه بودن فرقی به حال دل پهناور او ندارد.
این مردمان مفهوم انسانیت را در لبخند دیگران ،در کتاب زندگانی ثبت کرده اند و چون پارسایان زندگی ساده را برگزیده اند و در باورشان رنگ خدا برتر از زرق وبرق روزگاراست .
اینک آزادانه به پاس خوبی هایشان تمام قد می ایستیم وبه انسانیتش ادای احترام می کنیم.














