
زینب موسوی
صدای پر مرغان اساطیر در پشت پنجرۀ شهر
شهر را به هیاهو میکشد،
در مـیان همهمه و غوغای جـهان
من به تمنای تو بودم
همه در گفت و شِنوُد خویش فرورفتند
اما من
در انتظار خبر از تو
در پشت آن پنجرۀ شهـر
در میان آن همه هیاهو
در فکر خود گم شــده بودم…














