با خانواده او آشنایی دارم.
خانواده ای بسیار دوست داشتنی ,پدرومادری بسیار زحمتکش.
با خواهرش رفیق صمیمی هستم.
زمان موفقیتش اسمش را شنیدم ازنظر خودم باید انسان جالبی باشد.انسانی قوی و با اراده
به دلیل علاقه به زبان خارجه و درگیر نشدن با ریاضیات و محاسبات رشته نظری انسانی را انتخاب کرد.
نامش آرش است. بدون هیچ کتاب کمک درسی یا کانون آموزشی کنکور داد در رشته زبان رتبه اش ۳هزار شد اما موفق به ورود به دانشگاه دولتی نشد کاردانی را در دانشگاه آزاد باغملک گذراند کارشناسی را در شهر آبادان و کارشناسی ارشد را اهواز.
بعد از اخذ مدرک کارشناسی ارشد راهی سربازی شد و به عنوان سربازمعلم بصورت شایسته خدمتش را گذراند ،دوبار در حین خدمت در آزمون آموزش و پرورش شرکت کرد و قبول شد اما متاسفانه بدلیل اینکه خدمت سربازی را تمام نکرده بود و برای استخدامی باید کارت پایان خدمت داشت موفق به ورود به آموزش و پرورش نشد.بعد اتمام سربازی راهی دانشگاه شهرکرد برای گرفتن دکتری زبان شد,و همزمان با دکتری در سال ۹۷ در استخدامی آموزش و پرورش قبول شد و جذب آموزش و پرورش شد
و هم اکنون دانشجوی ترم ۵دکتری و درحال گذراندن دوره های آموزش و پرورش در اندیمشک و مشغول تدریس در زبانکده در شهر اهواز است.
آرش ۲۰مقاله به ثبت رسانده که ۴ تا از آنها isi است.
اگر چه این نوشته کوتاه است اما، این یک مسیر بسیار طولانی با کلی تلاش و زحمت است.
خواندنش ساده است و درک وفهمش بسیار سخت,مسیرهای طولانی و سخت انسانهای قوی و با اراده طی میکنند.
آرش میگوید:اگر کسی هدفش مشخص باشد حتما به آن میرسد و هیچ تلاشی بدون نتیجه نخواهد ماند.
آری آرش قصه ما مسیر سختی را طی کرده است، آن هم با منطقه و شهر ما.
بحث اصلی قصه ما مسیر رسیدن آرش به معلمی است،آرش هم دوست داشت وارد دانشگاه فرهنگیان شود اما مسیرش طوری دیگری شدو بعد از گذراندن کارشناسی و ارشد به معلمی رسید .
حال چند نفرتان اراده آرش را تحسین میکنید؟
چند نفرتان دلتان می خواهد بچه هایتان همچون آرش باشند؟
یا اصلا چند نفرتان حاضرید مسیری که آرش رفت را طی کنید؟
آرش حتی ۱ساعت در کنار پدرو مادرش(به دلیل عشایری زندگی کردن خانواده اش) درس نخواند,آرش هیچ وقت ناامید نشد و هیچ حرف یا انرژی منفی روی اراده اش تاثیر نگذاشت.
آری شما هرکدام میتوانید آرش قصه ما باشید،با اراده ,مصمم و پرتلاش و پر از انرژی مثبت.
اگر صدایش و حرفهایش را ضبط میکردم مطمئنا بیشتر از صدبار آن را گوش میدادم,با حرفهایش یاد گفته ی گابریل گارسیا مارکز افتادم که از او می پرسند:اگر بخواهی کتابی صد صفحه ای درباره امید بنویسی، چه می نویسی؟
درباره امید بنویسی، چه می نویسی؟ گفت: ۹۹ صفحه رو خالی میذارم، صفحه آخر، سطر آخر می نویسم: یادت باشه دنیا گرده، هر وقت احساس کردی به آخر رسیدی شاید در نقطه شروع باشی. زندگی ساختنی است، نه ماندنی. بمان برای ساختن ،نساز برای ماندن.
منتطر نباش کسی برایت گل بیاورد، خاک را زیر و روکن، بذر را بکار،
از آن مراقبت کن، گل خواهد داد.
همین که در دانشگاه فرهنگیان قبول نمی شوید ناامید می شوید,یا مجاز نشدن در دانشگاه دولتی,مدارک دانشگاه ها هیچ فرقی ندارد .
حالا هی خودتان را گول بزنید،تفکر و گرایشتان را تغییر دهید و با این تفکرات از علم ودانش عقب نمانید و فارغ از تحصیل نشوید.
مهم کدام مسیر کدام دانشگاه نیست، مهم هدف و مقصد شماست. مهم اراده شماست.
چه پیام نور چ آزاد چ دولتی یا فرهنگیان؟اینها فقط مسیراست یکی فقط ساده تر است,مقصد را ببینید.
همینکه کسی از دانشگاه فارغ التحصیل می شود زود می گویند پس چرا بیکاری؟این همه درس آخرش که چه؟
چرا مجردی ؟کی ازدواج میکنی؟بچه های مردم را ببین و هزاران حرف و کنایه…
اما برعکس وقتی امثال آرش موفق می شوند؛ شما فقط و فقط موفقیت هایشان را میبینید؛ نه مسیر موفقیت را میبینید؛ نه اراده و تلاش اشان را.
آرش های سرزمین من چرا نباید شکوفا شوند,؟امروز که این متن را میخوانی؛ نمیدانم کجای زندگی ایستاده ای؛؟ اما اگر شروع کنی ؛باور کن ۵سال دیگر به حرفهایم خواهی رسید,و اگر شروع نکردی امیدوارم پنج سال دیگر با دیدن این متن پشیمان نشوید.














