• تبلیغات
  • تماس ما
فرهنگ آفرینان
تبلیغات
  • خانه
  • فرهنگی
  • اجتماعی
  • آموزشی
  • گردشگری
  • ورزشی
  • کتاب گردی
  • گالری گردی
  • نمایشگاه ها
No Result
View All Result
  • خانه
  • فرهنگی
  • اجتماعی
  • آموزشی
  • گردشگری
  • ورزشی
  • کتاب گردی
  • گالری گردی
  • نمایشگاه ها
No Result
View All Result
فرهنگ آفرینان
No Result
View All Result
Home دسته‌بندی نشده

باران نوشته های زندگی

admin by admin
۱۳۹۹-۰۶-۱۱
in دسته‌بندی نشده
Reading Time: 2 mins read
0 0
0
0
SHARES
Share on FacebookShare on Twitter

گلی خانم هرروز زیباتر می‌شد،
قد می‌کشید و رنگ لعاب تازه می‌کرد
سینه به سینه آفتاب دستهایش را باز می‌کرد تا رهگذران او را ببینند.
آقای چمنی که هر روز از صبح تا تنگ غروب چشمش به او بود دلش هر لحظه هزار تکه می شد.
یک روز صبح که الماس شبنم روی صورت گلگونش هر بیننده‌ای را مجنون می کرد، آقای چمنی خیلی آرام و نازپرور به او گفت: گلی جان امروز را مراقب باش بگذار در پوشش سبز باشی.
گلی غضب کرد و رویش را برگرداند و گفت: حسادت می‌کنی!
چمنی ساکت‌تر از همیشه سکوت کرد.
گلی خانم سینه‌اش را چاک داد تا در زیر نور خورشید بیشتر خود نمایی کند.
نزدیک ظهر شد گویی خورشید امروز بشاش‌تر از همیشه نور می‌داد و این باعث شد که گلی خانم کمی احساس گرما کند.
آقای چمنی دوباره زبان بغض باز کرد و گفت: گلی جان زیبای من!‌ مراقب باش نور زیاد تو را خسته می کند.
گلی رویش را برگرداند و زیر لب غر زد
و گفت: چرا اصلاً تو باید همسایه من باشی؟
آقای چمنی گفت: با من بودی؟
گلی گفت: بله، مگر غیر از تو کسی اینجا هست؟
چمنی مکثی کرد و گفت: من تو را در دل و جان جای دادم، هر روز رهگذران بر من پای می‌گذاشتند اما من نگذاشتم گزندی به تو برسد. باد می‌وزید، باران تند می‌آمد، اما من بیشتر تو را در وجودم می‌فشردم. حالا که بزرگ شدی هم باغبان برای آب دادنت هر روز از من می‌شوید و می‌برد.
من جانم به فدای توست. انتظارم فقط از تو مراقبت از خودت است تا چند صباحی تو را بیشتر ببینم.
با این حرف، گلی آرام گلبرگ‌هایش را جمع کرد و ریشه‌هایش را در زمین بیشتر فرو برد.
آری!
فرق میان عاشق معشوق همین است؛
عاشق همیشه در تمنا و معشوق در غمزه و ناز.

 

خودباوری

مریم محبی
همیشه دوست داشتن به معنای داشتن نیست!
مثل گل‌های داخل پارک که همه باید از وجودشان لذت ببرند.
گاهی دوست داری اما مال تو نیست،
مثل کودکی که رفتارهای شیرینش دل آدم را می‌برد و تو فقط می توانی با او ذوق کنی.
گاهی هم چون دوستی آن‌ را دارد از وجودش لذت می‌بری مثل خانۀ زیبایی که رفیق آدم خریده.
گاهی هم دوست داری که دوستت بدارند
این دیگر خیلی جای تأمل دارد؛
هر چه تلاش می‌کنی باز به چشم نمی‌آیی و اینجاست که سرآغازی متفاوت شروع می‌شود.
اگر باور ارزشمند بودن از خود نداشته داشته باشی مثل این است که در مرداب پا گذاشته‌ای.
هرچه تلاش می کنی بیشتر غرق می‌شوی. دستت را هم بگیرند باز تا از جان و دل نفهمیده باشی از آنجا نمی‌توانی بیرون بیایی.
ای کاش در کتاب اول دبستانمان نوشته بود «من خود را باور دارم» و این جمله معجزه‌ای است که می‌توان در کتاب ذهن نوشت.

 

در وصف سه ساله
راضیه پرستش

خورشید عطش را در حنجره‌ها سنگین‌تر می‌کرد.
جاده‌های بیابانی، حرمت پاهای زخمی را نگه نداشته‌اند.
اما در شب شام، سنگینی بر شهر حاکم بود، بادها زوزه می‌کشیدند و ابرهای سیاه اشک می‌ریختند.
ناله‌های کودکانۀ او ستون های شام را به لرزه درآورده بود، دست‌های او برای به آغوش کشیدن درد و سختی کوچک بود، اما سربلند بیرون آمده بود، صبر را از چه کسی به ارث برده بود، نمی‌دانم!
اما ایمان، همپای او بزرگ شده بود.

 

قسمتی از تو
راضیه پرستش

من چشم‌های تو بودم، وقتی از بی‌خوابی سرخ می‌شدند،
ابروی سمت چپ تو بودم که موقع شک بالا می رفت،
انگشتت بودم که موقع فکر کردن با لبت بازی می‌کرد.
پاهای خسته‌ات بودم وقتی خودشان را به بدنت روی سنگ فرش های خیابان می‌کشیدند.
من گفتمآستین پیراهن طوسی‌ات بودم که مردانه تا می‌زدی و پشتش چروک می‌شد.
من قسمتی از تو بودم، اما تو درگیر روزمرگی‌هایت بودی.
اما حالا دنبال خودم می‌گردم، مرا ندیده‌ای جایی؟

حسرت
زینب موسوی
حسرت تجربه‌ایست که در نیمۀ زندگی حس می‌شود.
سعی کن حسرت گذشته چراغ روشنی و تجربه‌‌ای عالی برای زندگی آینده‌ات باشد.

 

ظلم
زینب موسوی

حـس‌ها همه مبهم!
روح‌ها همه مدهوش!
زلف‌ها همه آشفته!
آسمـان در عجب!
زمین احساس سنگینی می‌کند!
همگی متحیر مانده‌اند!
اینان چگونه مردمانی‌اند که به قیمت جان یک‌دیگر ظلم را بر یکدیگر روا می‌دارند!

 

تمنا

زینب موسوی

مهربان خدایم،
برای رسیدن به تو
من روز و شب،‌ هجر و غم در محراب، تمنای تو دارم
زمین که سهل است
من برای آغوش تو آسمان و زمینت را به دوش می‌کشم.
غم و شادی زمانه هرچند که گران باشد به جان می‌خرم!
هرچند که از آسمانت به زمین بیفتم ولی باز‌ هم بلند خواهم شد!
مهـربان خدایم!
دستانم را آهسته بگیر
من همانم که برای رسیدن به تو
کوه را به خاک می‌کشم،
آب را به آتش،
زمین را به آسمان،
عشق را به غم،
مهربان خدایم!
فقط کافی‌ست لحظه‌ای دستانم را بگیری
من همانم که به بوی مهر تو نفس می‌کشم…

آرامش شبانه
مریم جوادی
تنم خسته بود، روحم آزرده، از این هیاهوی روزانه!
به شب پناه بردم، شب، آرامش چشمهایم شد، باز وسوسه طلوع خورشید را دارم، می‌دانم تاریکی شب مرهم خستگی تنم می‌شود.

 

قوی‌دل
مریم جوادی
دلت را، همچون پلکی که اشک‌هایش را صبورانه نگه می‌دارد، قوی کن تا رد پای زخم‌های روی گونه‌ات با ریختن هر قطره اشک درد نگیرد.

 

قهرمان

مریم جوادی
وقتی برای زندگی کردن، مبارزه می‌کنی، هیچکس تو را قهرمان نخواهد نامید، مگر آنان که مانند تو ورای میدان جنگیدند پس اگر تو را نفهمیدند، بدان جنگجو نبودند، آنان که خود را قهرمان می‌دانند.

 

تجربۀ زندگی
مریم جوادی
بعضی آدم‌ها بزرگند، نه سواد دارند، نه پول،‌و نه زیبایی! فقط تجربه‌های زندگی را خوب آموختند.

 

رنگ‌ زندگی
مریم جوادی

بعضی وقت‌ها گویی همه چیز کم‌رنگ شده، جز باورهای خوبت، امید هنوز روی رویاهات باقی مانده، آنگاه است که می‌توانی با مدادرنگی‌های قدیمیت دوباره برگ‌های زندگیت را رنگ کنی.

 

صبوری
مریم جوادی
یک روز خدا مال من است، روز دیگر برای توست. امروز هم پاداش کسی است، که درازای شب را به امید فردا صبوری کرده است.

 

شبانه
مریم جوادی
به روزها دل نبند، گاه با تو هستند گاه با دیگری.
شب را با تمام سیاهیش دریاب، به تو می‌آموزد شادی و غم در گذرند.

 

غبار روزگار
مریم جوادی
آدم‌های خاکستری را نگه داریم که؛ آدم‌های سفید را غبار روزگار زود تیره می‌کند.

 

 

Related Posts

۱۴۰۵-۰۷-۲۶
روز نیروی انتظامی، پاسداشت امنیت و خدمت به جامعه

روز نیروی انتظامی، پاسداشت امنیت و خدمت به جامعه

۱۴۰۵-۰۷-۱۲
«زخم و زلال» نوشته “مهدی صدیقیان”منتشر می شود

«زخم و زلال» نوشته “مهدی صدیقیان”منتشر می شود

۱۴۰۵-۰۷-۰۴
جشنی در میانه‌ی تاریکی؛ کیکی که آرزوی علی‌اصغر را روشن کرد

جشنی در میانه‌ی تاریکی؛ کیکی که آرزوی علی‌اصغر را روشن کرد

۱۴۰۵-۰۶-۲۷
کارآفرینی را با کتاب خواندن آغاز کنیم؛ نگاهی علمی و آماری به نقش مطالعه در موفقیت کسب‌وکار

کارآفرینی را با کتاب خواندن آغاز کنیم؛ نگاهی علمی و آماری به نقش مطالعه در موفقیت کسب‌وکار

۱۴۰۵-۰۶-۲۰
از کوچه‌های خاکیِ روستا تا کلاس‌های دندان‌پزشکیِ روسیه؛ بذر امیدی که به بار نشست

از کوچه‌های خاکیِ روستا تا کلاس‌های دندان‌پزشکیِ روسیه؛ بذر امیدی که به بار نشست

۱۴۰۵-۰۶-۲۰

تبلیغات

ایبوپروفن؛ دشمنی خاموش برای کلیه‌ها!

ایبوپروفن؛ دشمنی خاموش برای کلیه‌ها!

۱۴۰۵-۰۷-۲۸
زنگ خطر پوکی استخوان در ایران به صدا درآمد+فیلم

زنگ خطر پوکی استخوان در ایران به صدا درآمد+فیلم

۱۴۰۵-۰۷-۲۸
لیتیوم در آب آشامیدنی و ارتباط آن با نقص‌های مادرزادی قلبی

لیتیوم در آب آشامیدنی و ارتباط آن با نقص‌های مادرزادی قلبی

۱۴۰۵-۰۷-۲۸
مواد غذایی که نباید با ویتامین D مصرف شوند

مواد غذایی که نباید با ویتامین D مصرف شوند

۱۴۰۵-۰۷-۲۸
ترامپ حمایت از اوکراین را محدود کرد تا زلنسکی را به توافق وادار کند

ترامپ حمایت از اوکراین را محدود کرد تا زلنسکی را به توافق وادار کند

۱۴۰۵-۰۷-۲۸
دیدار غیرمنتظره وزیر جنگ آمریکا با نتانیاهو در سفر محرمانه

دیدار غیرمنتظره وزیر جنگ آمریکا با نتانیاهو در سفر محرمانه

۱۴۰۵-۰۷-۲۸
گالیکش در شب همدلی؛ مردم دوباره به میدان آمدند

گالیکش در شب همدلی؛ مردم دوباره به میدان آمدند

۱۴۰۵-۰۷-۲۸
تجمع شبانه مردم گنبد کاووس در ادامه موج ۲۳۳

تجمع شبانه مردم گنبد کاووس در ادامه موج ۲۳۳

۱۴۰۵-۰۷-۲۸
Telegram Whatsapp Comment-dots Instagram

درباره فرهنگ آفرینان

پایگاه خبری تحلیلی فرهنگ آفرینان که در حوزه فرهنگی ، هنری و گردشگری پا به عرصه وجود گذاشته است می خواهد تجلی آرمان های متعالی فرهنگ و هنر در جهان باشد.
این رسانه با تکیه بر ارزش ها و باورهای راستین انسانی می خواهد بطور جدی ارزش آفرینی را معنایی دوباره بخشیده و زمینه ساز صلح و دوستی در جهان با شعار رسانه صلح باشد.
پایگاه خبری فرهنگ آفرینان از همه هنرمندان و فرهنگ دوستان برای تحقق ارزش های فرهنگی صلح در جهان دعوت به همکاری می نماید .

نماد ها

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به پایگاه خبری فرهنگ آفرینان می باشد. استفاده از آن با ذکر منابع بلامانع است. 

طراحی توسط رادیزاین

No Result
View All Result
  • خانه
  • فرهنگی
  • اجتماعی
  • آموزشی
  • گردشگری
  • ورزشی
  • کتاب گردی
  • گالری گردی
  • نمایشگاه ها

Welcome Back!

Login to your account below

Forgotten Password?

Retrieve your password

Please enter your username or email address to reset your password.

Log In
Are you sure want to unlock this post?
Unlock left : 0
Are you sure want to cancel subscription?