امیرحسین صدیقیان – پایگاه خبری فرهنگ آفرینان
مرگ ناباورانه کیومرث پوراحمد واقعا سخت وجانگداز بود وسینمای ایران به واقع یکی از دردانه های خود را ازدست داد.
پوراحمد را اگر ازمنظر سینماگری ببینیم بدون شک باهمان سریال”قصه های مجید” نام خود را درعالم هنرجاودانه کرده است.
سینمای او زلال وساده بود همانند قلب پاک وبی الایشش.اما اینکه ما آماده هستیم تا کسی بمیرد وآنگاه برایش داستان سرایی کنیم و زمین و زمان را بهم بدوزیم و همه چیز رابه نامیدی وافسردگی اونسبت دهیم راه به بیراهه برده ایم و چیزی نصیب ما نخواهد کرد.
همه بیشتر آن ها که درسوگ این مرد بزرگ نوشتند چرا در زمان حیاتش با اوموضع داشتند و حتی نقدهای بیرحمانه درباره اش می نوشتند.
قبول کنیم ما اهل افراط وتفریط هستیم و فقط به دنبال روزنه ای می گردیم که در زمان خوشی و ناخوشی ها از کاه کوه بسازیم ودیگر هیچ.
پوراحمد باساخت فیلم هایش ثابت کرد اهل زمانه خویشتن بود وفارغ از هرگونه اداهای روشنفکر مابانه درجستجوی زندگی بود.
فیلم” قصه های مجید” کیومرث پوراحمد قصه زندگی ما ایرانی هاست.گویی همه ما یک بی بی نازنین داریم که با او می نشینیم وحرف می زنیم وزندگی می کنیم.پوراحمد قصه های مجید را به زیبایی وارد فرهنگ وزندگی ما ایرانی ها کرد و کاری کرد تا نسل ها بتوانند با مجید و قصه هایش خاطره بازی کنند.
“خواهران غریب”دیگر فیلم کیومرث پوراحمد نیز فیلمی زنده وزیباست که ما را به جهان دیگری می برد و نگاهی به فیلم های” خواهران غریب” و”یلدا” نشان می دهد پوراحمد همیشه دغدغه مردمش را داشته است واز این حیث سینماگری اجتماعی بوده است.
پور احمد با دستیاری کارگردانی نادر ابراهیمی وعباس کیارستمی درسال های خیلی دور ارادت خودرا به سینمای زندگی نشان داد و در این راه ازهیچ کوششی فروگذار نکرد و دین خود رابه کشور وجامعه خود با ساخت فیلم های بومی نشان داد.
کیومرث پور احمد برای سینمای ایران یک موهبت ویژه بود و این درست درمقابل فیلمسازانی قرار داشت که با تکیه به اداهای روشنفکری درپی تحقیر مردم خود بودند وبیشتر تعریف وجوایز غربی ها خوشایندشان بود.
زنده یاد پور احمد اگرچه کوچ کرد اما پرونده زندگی پربار وسینمایی اوهمیشه باز خواهد بود.
کیومرث پوراحمد ۲۵ آذر ۱۳۲۸ در نجف آباد اصفهان زاده شد. پروین دخت یزدانیان، «بیبی» سریال قصههای مجید، مادرش بود.[۱] دخترش، مریم پوراحمد، هم در فیلم شب یلدا به ایفای نقش پرداختهاست. پوراحمد زندگینامهٔ خود را در کتابی تحت عنوان «کودکی نیمهتمام» منتشر کردهاست.فیلم مستندی دربارهٔ زندگی پوراحمد به نام «به خاطر کیومرث» به کارگردانی مازیار هاشمی در سال ۹۴ ساخته شدهاست.
دههٔ ۱۳۵۰
کیومرث پوراحمد فعالیت خود را با نقدنویسی بهخصوص در ماهنامهٔ فیلم آغاز کرد و از ۱۳۵۳ با دستیاری کارگردان در مجموعهٔ تلویزیونی آتش بدون دود ساختهٔ نادر ابراهیمی وارد فیلمسازی حرفهای شد. نخستین فیلم بلندش، قصهٔ خیابان دراز، را در سال ۱۳۵۷ ساخت که بهدلیل همزمانی با انقلاب چندان دیده نشد.
دههٔ ۱۳۶۰
او در دههٔ ۱۳۶۰ ابتدا فیلم «تاتوره» را با بازی داوود رشیدی و پروانه معصومی ساخت که دربارهٔ مبارزهٔ کارگران با حکومت پهلوی بود و سپس با «بیبی چلچله» وارد مسیر ساخت فیلم با محوریت شخصیتهای کودک و نوجوان شد. در نیمهٔ دوم دههٔ ۶۰ و بعد از موفقیت فیلمهای «لنگرگاه» و «شکار خاموش» در گیشهٔ کارنامه حرفهای او متحول شد.
دهه ۱۳۷۰
او که سابقهٔ کار در تلویزیون را داشت، در پایان دههٔ ۱۳۶۰ با «قصههای مجید» یکی از موفقترین سریالهای تاریخ تلویزیون ایران را ساخت که در ابتدای دهه ۷۰ پخش شد. «قصههای مجید» نه تنها یکی از پرمخاطبترین مجموعههای صدا و سیمای جمهوری اسلامی در دههٔ ۱۳۷۰ بود که با تحسین گستردهٔ منتقدان سینما مواجه شد و به فاصلهٔ کوتاهی دو نسخهٔ سینمایی هم با عنوان «شرم» و «نان و شعر» با حضور شخصیت مجید کارگردانی کرد که در اکران موفق بودند.
در این دهه او در اوج موفقیت و شهرت بود. با «خواهران غریب» یکی از پرمخاطبترین فیلمهای دهه را ساخت و سپس مجموعهای پلیسی معمایی «سرنخ» را ساخت. استعداد بازیگری محمدرضا فروتن که در همین دهه به ستارهٔ سینمای ایران تبدیل شد، نخستین بار در یک قسمت همین سریال کشف شد و مورد توجه قرار گرفت.
دههٔ ۱۳۸۰
دههٔ ۱۳۸۰ برای کیومرث پوراحمد با یکی از نقاط اوج کارنامهٔ سینماییاش آغاز شد، «شب یلدا» که بر اساس تجریبات شخصی خود او در مقطعی از زندگیاش ساخته شده بود یکی از موفقترین فیلمهای او بود. این فیلم هم محبوب منتقدان شد هم در اکران نظر تماشاگران را جلب کرد.
اما تلاش بعدی پوراحمد برای ساخت «گل یخ» بهعنوان فیلمی موزیکال و عامهپسند شکست خورد و دورانی در کارنامهاش آغاز شد که دیگر موفقیت مداوم نداشت. در همین دهه او چند بار قصد داشت فیلم تاریخی «شاه» را دربارهٔ دورانی از سلطنت محمدرضا پهلوی بسازد که علیرغم تغییر دادن فیلمنامه، بهدلیل مخالفت برخی نهادها به سرانجام نرسید.
سریال «پرانتز باز» که بعد از انتخابات ۱۳۸۸ از تلویزیون پخش شد یک اثر نهچندان موفق دیگر پوراحمد بود که بهگفتهٔ خودش با بیمیلی ساخت و بهاندازهٔ سریالهای قبلی او بهیادماندنی از کار درنیامد.
مهمترین فیلم او در این دهه «اتوبوس شب» محصول ۱۳۸۵ بود؛ فیلمی سیاهوسفید دربارهٔ انتقال اسرای عراقی در دوران جنگ هشتساله که بهدلیل بازی قابلتوجه خسرو شکیبایی در نقش راننده اتوبوس و مایههای ضدجنگ، مورد توجه قرار گرفت.
دههٔ ۱۳۹۰ و ۱۴۰۰
تلاش پوراحمد در ابتدای دههٔ ۱۳۹۰ برای تجربهٔ متفاوت در یک فیلم جنگی دیگر با «پنجاه قدم آخر» بهشدت شکست خورد و در اولین نمایش در جشنوارهٔ فیلم فجر با واکنش منفی منتقدان مواجه شد. در سال ۱۳۹۴ روایت شخصی او از بیماری آلزایمر مادرش در فیلم «کفشهایم کو؟» بازگشتی به سینمای دههٔ ۷۰ خودش بهشمار رفت که در اکران عمومی به موفقیت چندانی دست نیافت.
این فیلمساز در این دهه دو فیلم دیگر ساخت، «تیغ و ترمه» در سال ۹۷ که تلاشی بود برای نزدیک شدن به دغدغهها و دنیای شخصی جوانان نسل جدید اما ناموفق از آب درآمد و «پرونده باز است»، داستانی دربارهٔ «قصاص» که هنوز اکران عمومی نداشتهاست.
















