به گزارش پایگاه خبری فرهنگ آفرینان به نقل از مهر، دومین نشست از سلسله نشستهای مهارتافزایی فعالان سواد رسانهای ایران با موضوع «سواد رسانهای در عصر هوش مصنوعی از تشخیص محتوای جعلی تا مواجه مسئولانه با رسانههای هوشمند» با حضور حمید ضیاییپرور، فعال حوزه ارتباطات و پژوهشگر هوش مصنوعی و سید مرتضی موسویان، رئیس هیات مدیره انجمن سواد رسانهای ایران برگزار شد.
حمید ضیاییپرور، با تأکید بر اهمیت تفکیک اخبار جعلی از اشتباهات رسانهای، بیان کرد: هر خبر اشتباهی بهطور خودکار خبر جعلی محسوب نمیشود. اخبار جعلی به محتوایی اطلاق میشود که بهطور عمدی و با هدف گمراهکردن، فریب یا کلاهبرداری تولید میشود. در صورتی که یک رسانه یا خبرنگار مرتکب اشتباه شود، این موضوع لزوماً در دسته اخبار جعلی قرار نمیگیرد و میتوان آن را نوعی اطلاعات نادرست تلقی کرد.
وی ادامه داد: هر فردی که در حوزه رسانه فعالیت کرده باشد، احتمالاً در طول فعالیت خود با اشتباهاتی مواجه شده است. به عنوان مثال، در زمان فعالیت من در روزنامه خراسان، مقالهای درباره نقش مهاجرانی در تولید یک فیلمنامه نوشتم؛ اما بعداً مشخص شد که منظور از مهاجرانی، افرادی بودند که در یک سفر معنوی حضور داشتند، نه عطاالله مهاجرانی، وزیر وقت فرهنگ و ارشاد اسلامی. این اشتباه اصلاح شد و نمونهای از یک خطای غیرعمدی رسانهای بود.
این فعال حوزه ارتباطات و پژوهشگر هوش مصنوعی، به انواع مختلف اطلاعات نادرست و گمراهکننده اشاره کرد و گفت: شایعات نیز نوعی دیگر از انتشار اطلاعات نادرست هستند. مانند شایعاتی که درباره کجشدن برج میلاد یا چسبیدن قاشق به بدن افراد پس از دریافت واکسن کرونا منتشر میشد. همچنین بدافزارها، رباتها و برخی روشهای انتشار سازمانیافته محتوا میتوانند در گسترش اطلاعات جعلی نقش داشته باشند.
او در مورد شبهعلم نیز گفت: شبهعلم نوعی محتوای گمراهکننده است که ممکن است بخشی از آن درست و بخش دیگری نادرست باشد. برای مثال، ادعاهایی درباره خودروهای آبسوز مطرح شده است. اگرچه تولید هیدروژن از آب و استفاده از آن در سامانههای انرژی مبنای علمی دارد، اما ادعای اینکه میتوان با مصرف انرژی کمتر، از آب سوختی تولید کرد که انرژی بیشتری به موتور بدهد، با اصول ترمودینامیک سازگار نیست. با این حال، گاهی افرادی برای کسب سود، چنین ادعاهایی را مطرح میکنند و حتی برخی رسانهها نیز بدون بررسی علمی کافی به آنها میپردازند.
ضیاییپرور، درباره تولیدکنندگان اخبار جعلی گفت: این تولیدکنندگان شامل طیف گستردهای از افراد و گروهها هستند. برخی از آنها بهصورت سازمانیافته و در سطح کلان فعالیت میکنند. تولید اخبار جعلی یکی از تکنیکهای جنگ رسانهای در جهان است و ارتشها، سازمانهای اطلاعاتی و گروههای مختلف ممکن است از آن استفاده کنند. انگیزه تولید اخبار جعلی همیشه یکسان نیست و گاهی هدف، کسب سود اقتصادی، انگیزه سیاسی یا تبلیغاتی و در مواردی نیز نیت شوخی است.
این فعال حوزه ارتباطات و پژوهشگر هوش مصنوعی، به برخی ویژگیهای اخبار جعلی اشاره کرد و گفت: تیترهای عجیب، جذاب و اغواکننده از جمله نشانههایی هستند که باید به آنها توجه کرد. تیترهایی مانند «اولین»، «بزرگترین»، «عجیبترین» و «مهمترین» ممکن است برای جلب توجه مخاطب استفاده شوند و نیازمند بررسی دقیقتری هستند. شیوه نگارش متن نیز اهمیت دارد. برخی محتواهای جعلی دارای خطاهای نگارشی و املایی متعدد هستند و با سبک نگارش خبرنگاران حرفهای تفاوت دارند.
او، شبکههای اجتماعی را یکی از بسترهای مهم انتشار اخبار جعلی دانست و افزود: شبکههای اجتماعی به دلیل تفاوت در شیوه تولید و انتشار محتوا با رسانههای سنتی، از مهمترین بسترهای انتشار اطلاعات نادرست هستند. گاهی یک خبر جعلی پس از چند سال دوباره در شبکههای اجتماعی منتشر میشود و چرخه انتشار آن تکرار میشود. به همین دلیل، برخی اخبار جعلی دارای چرخه حیات طولانی هستند و ممکن است بارها در فضای عمومی بازنشر شوند.
ضیاییپرور، با اشاره به قابلیتهای ابزارهای هوش مصنوعی بیان کرد: یکی از روشهای راستیآزمایی اخبار، جستوجو در موتورهای جستوجو و استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی است. ابزارهایی مانند ChatGPT میتوانند در بررسی منابع اولیه، تصاویر، آمار، انتساب مطالب به منابع و صحت ادعاهای مطرحشده کمک کنند. به عنوان مثال، میتوان یک خبر را در اختیار ابزار هوش مصنوعی قرار داد و از آن خواست منبع اولیه خبر، منابع معتبر منتشرکننده، صحت اعداد و آمار و ارتباط محتوای خبر با منابع اصلی را بررسی کند.
این فعال حوزه ارتباطات و پژوهشگر هوش مصنوعی، بر ضرورت بررسی منابع تأکید کرد و گفت: هوش مصنوعی میتواند در فرایند راستیآزمایی کمککننده باشد، اما بررسی منابع معتبر و ارزیابی انسانی همچنان اهمیت دارد. استفاده از این ابزارها باید با دقت و رویکردی انتقادی همراه باشد. مخاطب دیگر صرفاً مصرفکننده نیست، بلکه به منبع داده تبدیل شده است.
سید مرتضی موسویان، رئیس هیأتمدیره انجمن سواد رسانهای ایران، با اشاره به تغییر نظام دروازهبانی رسانهها گفت: در رسانههای سنتی، محتوایی که به مخاطب میرسید، معمولاً از فیلتر سردبیر و نظام حرفهای رسانه عبور میکرد. پس از جنگ جهانی دوم نیز نقش نخبگان و گروههای مرجع در تعیین اینکه مخاطب چه چیزی بخواند، بشنود یا ببیند، بسیار پررنگ بود.
موسویان، ادامه داد: با ورود به جامعه اطلاعاتی، این ساختار تغییر کرد و افراد مختلف توانستند وارد فرایند تولید و انتشار محتوا شوند. در نتیجه، فاصله میان تولیدکننده و مصرفکننده محتوا کاهش یافت؛ اما در مرحله بعد، الگوریتمهای توسعهیافته و نظامهای شخصیسازی وارد عمل شدند و نوع جدیدی از دروازهبانی را شکل دادند.
رئیس هیأتمدیره انجمن سواد رسانهای ایران، به عملکرد الگوریتمهای شبکههای اجتماعی اشاره کرد و گفت: امروزه میتوان گفت نظام دروازهبانی با شکل جدیدی همچنان ادامه دارد. برای مثال، زمانی که فرد وارد صفحه شخصی خود در اینستاگرام میشود، این پلتفرم بر اساس رفتارهای گذشته او تلاش میکند محتواهایی متناسب با علایقش ارائه دهد.
او، افزود: این الگوریتمها بهتدریج از مرحله رعایت سلیقه مخاطب به مرحله توصیهگری و سپس هدایتگری حرکت میکنند. در چنین شرایطی، موضوع فقط این نیست که رسانه محصولی را به مخاطب بفروشد یا از فضای در اختیار خود برای تبلیغات استفاده کند؛ بلکه مسئله به شکلگیری اقتصاد دستکاریشده میرسد.
موسویان، توضیح داد: در اقتصاد دستکاریشده، پس از پیشبینی رفتار و سلیقه مخاطب، تلاش میشود رفتار او نیز تغییر کند. برای تقریب به ذهن، ممکن است فردی علاقهای به یک محصول یا ماده غذایی نداشته باشد، اما در اثر فرایندهای تدریجی و هدفمند، بهتدریج نگرش او تغییر کند و حتی به مدافع مصرف آن تبدیل شود.
رئیس هیأتمدیره انجمن سواد رسانهای ایران، با اشاره به تغییر جایگاه مخاطب در رسانههای جدید گفت: در پارادایم جدید، کاربر صرفاً یک مصرفکننده نیست، بلکه به یک منبع قابل استخراج تبدیل شده است. در نگاه سنتی، مخاطب منفعل بود، دریافتکننده بود و محتوای تولیدشده را مصرف میکرد؛ اما امروز کاربر بهعنوان منبع داده، سند و اطلاعات رفتاری مورد استفاده قرار میگیرد.
در این اکوسیستم، پلتفرم دیگر صرفاً یک بستر انتشار محتوا نیست، بلکه پلتفرم، محتوا، تجربه کاربری، مخاطب و اهداف تعیینشده، همگی در کنار یکدیگر یک ترکیب پیچیده را شکل میدهند.
او، ادامه داد: در این نگاه، الگوریتمهای پیشبینیکننده تلاش میکنند علایق و رفتار مخاطب را شناسایی کنند. این فرایند در جذب و حفظ مخاطب مؤثر است، اما در بلندمدت میتواند با افزایش زمان حضور کاربر، زمینه را برای بازسازی و شکلدهی رفتار او فراهم کند.
موسویان، با تأکید بر سختتر شدن وظیفه فعالان حوزه سواد رسانهای گفت: امروز کار اصحاب سواد رسانهای بسیار سختتر از گذشته شده است. ما باید افرادی را تربیت کنیم که اسیر چرخهای که در اکوسیستم جدید رسانهای شکل گرفته نشوند. باید بپذیریم که انجام این کار بسیار دشوار است؛ زیرا مخاطب ممکن است در حالی تحت تأثیر این سازوکارها قرار گیرد که خود احساس کند کاملاً آزاد و مختار است.











