مهدی صدیقیان – پژوهشگر مطالعات فرهنگی
به گزارش وبسایت رسمی مرکز هنری (Fluentum) آلمان و راهنمای فرهنگی شهر برلین، نمایشگاه انفرادی جدیدی با عنوان «زندگی یک حشره» (A Bug’s Life) اثر «آرش نصیری»، هنرمند ایرانیتبار ساکن برلین، در این مرکز فرهنگی برپاست. این نمایشگاه که از ۱۰ سپتامبر تا ۱۲ دسامبر ۲۰۲۶ (۱۹ شهریور تا ۲۱ آذر ۱۴۰۵) میزبان علاقهمندان است، نخستین نمایشگاه انفرادی نهادی این هنرمند در کشور آلمان به شمار میرود و فیلمی همنام را در کنار مجموعهای تازه از مجسمهها به نمایش میگذارد؛ رویدادی که با همکاری گالری چیسنهیل لندن و بنیاد پرنو ریکارد پاریس شکل گرفته است.
عمارتی باشکوه با خاطراتی از مهاجرت
در کانون اثر ویدئویی این نمایشگاه، عمارتی مجلل و خیرهکننده در بورلیهیلز لسآنجلس قرار دارد؛ ساختمانی که یکی از نمونههای شاخص و باقیمانده از سبک معماری خاص «حمید عمرانی»، معمار برجسته ایرانی، برای خانوادههای مرفه مهاجر در ایالات متحده محسوب میشود.
سبک معماری عمرانی تلفیقی پیچیده از الگوهای اروپایی، تزئینات پرکار و مقیاسهای بزرگ و نمایشی بناها بود. این عمارتها که بعدها با لقبی تحقیرآمیز به «کاخهای ایرانی» معروف شدند، سرانجام در سال ۲۰۰۴ میلادی با مصوبه شورای شهر لسآنجلس مشمول ممنوعیت ساختوساز با این الگوهای خاص شدند.
قهرمان داستان؛ حشرهای چوبی در راهروهای پرشکوه
روایت فیلم نصیری با شخصیتی غیرمعمول و تمثیلی پیش میرود: عروسکی چوبی به شکل یک حشره که در سفری شبانه و رؤیاگونه، از اتاقهای پهناور، راهروهای طویل و تالارهای این عمارت مجلل عبور میکند. این موجود کوچک از کنار کفپوشهای مرمرین، راهپلههای طلایی و مبلمان گرانقیمت میگذرد؛ حرکتی که حس همزمان مجذوبشدن به شکوه خانه و احساس هراس و بیگانگی را در مخاطب برمیانگیزد.
در جریان این سفر شبانه، تکهگفتوگوها و نشانههای پراکندهای از زندگی ساکنان پیشین و پنهان خانه هویدا میشود. عمارت بهتدریج از یک فضای صرفاً زیبا و لوکس فاصله میگیرد و به بستر کاوشی عمیق پیرامون آرزوهای طبقاتی، مرزبندیهای اجتماعی و زخمها و خاطرات مهاجرت تبدیل میشود. به این ترتیب، معماری در نگاه نصیری تنها یک پسزمینه تزئینی نیست، بلکه به شخصیتی زنده و حامل تاریخ بدل میگردد.
تهران؛ حضوری دور اما ریشهدار
در بیانیهها و معرفی رسمی نمایشگاه، بر دلبستگی عمیق نصیری به معماری به عنوان «حامل حافظه و خاطره» تأکید شده است. شهر تهران در آثار این هنرمند لزوماً به شکل نماهای مستند و مستقیم بازنمایی نمیشود؛ بلکه بیشتر به صورت حضوری نیمهبهیادمانده و سایهوار در میان فضاها، تصاویر و روایتهای مهاجرتی جریان دارد.
این رویکرد بصری، تجربه گسست و جابهجایی میان جغرافیاها و فرهنگهای گوناگون را عینیت میبخشد. خانهای در لسآنجلس برای نسل مهاجر همزمان دو معنای متناقض دارد: نشانهای از موفقیت اقتصادی و آرزوی پیشرفت، و یادآوری دردناک از جدایی، دگرگونی هویت و تلاش طاقتفرسا برای بنا کردن خانهای نو در سرزمینی بیگانه.
همنشینی فیلم، مجسمه و فضای معماری
نمایشگاه فلوئنتوم تنها به نمایش یک اثر ویدئویی محدود نشده است. در کنار فیلم، چند مجموعه مجسمه تازه از جمله مدلهای مینیاتوری معماری الهامگرفته از طرحهای عمرانی و قطعاتی از سنگ مرمر با نقشبرجستههای ظریف حشره به نمایش درآمدهاند.
طراحی فضای نمایشگاه نیز در ادراک اثر نقش کلیدی دارد؛ فیلم بر روی سازهای نیمهشفاف میان دو ستون عظیم این عمارت صنعتی پخش میشود. این چیدمان باعث میشود مخاطب صرفاً تماشاگر داستان یک خانه نباشد، بلکه خود در فضایی قرار گیرد که مقیاس، مصالح و هندسه معماری، معنای اثر را تکمیل میکنند.















