حسین علیشاپور، خواننده موسیقی کلاسیک ایرانی که در سالهای اخیر در پروژههای ملی و بینالمللی در زمینههای ارکسترال و گروهی و همچنین تدریس تخصصی آواز فعالیت داشته است، در گفتوگویی با خبرنگار مهر به تشریح جدیدترین فعالیتهای خود پرداخت. او گفت: خوشبختانه پس از برگزاری کنسرت «زمزمه» در تالار رودکی تهران که با همراهی فرزاد محمدنژاد نوازنده تار و اجرای اشعاری از مولانا، حافظ، عبید زاکانی، حسین منزوی و محمدعلی بهمنی برگزار شد، واکنش مثبت و مؤثری از سوی مخاطبان دریافت کردیم که ما را ترغیب کرد تا این پروژه را در دیگر شهرهای کشور نیز اجرا کنیم.
وی افزود: این کنسرت بر پایه تکخوانی و تکنوازی شکل گرفته است و سعی کردم اشعار را به گونهای انتخاب کنم که روایتگر جوشوخروشهای زندگی و آرامش و عاشق شدنها باشد. خوشبختانه با بازخوردی که دریافت کردیم، اجرای ما با وجود تنها یک ساز و آواز، برای مخاطبان خستهکننده نبود.
این خواننده و مدرس موسیقی کلاسیک ایرانی ادامه داد: آنچه در این پروژه موسیقایی به مخاطبان ارائه میشود، روایتی از گلایه، اعتراض، طغیان و سپس آرامش و عاشقی انسان است. مسیری که در نهایت به این نتیجه میرسد که در زندگی هیچ چیزی ارزش زیر پا گذاشتن همه چیز را ندارد و این یک روایت دیگر است. به همین دلیل، آنچه روی صحنه ارائه میشود، برای تماشاگر مانند یک داستان عمل میکند. بهویژه اینکه آوازی که من میخوانم، معمولاً از قواعد سنتی صرف پیروی نمیکند و این فرآیند باعث میشود تماشاگر را همراه خود نگه داریم.
علیشاپور در بخش دیگری از صحبتهای خود یادآور شد: «زمزمه» بعد از اجرا در تهران، ابتدا در گرگان و سپس در ساری روی صحنه رفت و طبق برنامهریزیهای انجام شده، قرار است روز ۲۳ مهر نیز در آمل چهارمین اجرای پروژه را داشته باشیم. اگرچه برای برگزاری این کنسرتها، جمعی از دوستان هنرمند و هنرشناس همکاری خوبی با ما داشتند، اما به دلایل متعدد که بارها درباره آن صحبت کردهام، مخاطبان از موسیقی اصیل ایرانی فاصله گرفتهاند و این موضوع ما را از انجام کارهای گستردهتر در این زمانه منع میکند.
وی در پایان تأکید کرد: آنچه من و فرزاد محمدنژاد تاکنون و در آستانه چهارمین اجرای تور کنسرتهای «زمزمه» به میان آوردهایم، بدون هیچ حمایت مالی و تجاری بوده و شخصاً با آنچه در اختیار داشتیم، ورود به این عرصه را پذیرفتهایم. البته واقعیت این است که برگزاری این پروژه برای هیچیک از ما توجیه اقتصادی و مالی ندارد، چرا که بلیتها نیز بسیار ارزان در نظر گرفته شدهاند و اگر حضور آن دسته از مخاطبانی که به هنر ایران عشق میورزند در این گونه کنسرتها کاهش یابد، ناگزیر از ادامه راه باز میمانیم و به ناچار این بخش از موسیقی را به خلوتی که تاکنون در آن بودهایم، خواهیم برد. این پروژه کاملاً ایرانی است و بنابراین نیاز است تا مخاطبان واقعی هنر ایران در هر کجا و هر منصبی این تلاشها را بیشتر درک کنند.
















