به گزارش پایگاه خبری فرهنگ آفرینان به نقل از مهر، اصفهان، زادگاه صفویان و مهد هنر کتابآرایی ایران، محیطی است که در آن خوشنویسی، نگارگری و معماری بهصورت یکپارچه و در همتنیدگی ارگانیک به اوج خود رسیدهاند. در مرکز این ارتباط، هنر تذهیب قرار دارد که در میان سکوت سپید کاغذ و وقار سیاه مرکب، جهانی از معنا را به تصویر میکشد. سعیده کاغذچی، کارشناس علوم قرآنی و پژوهشگر هنرهای سنتی، در توضیح ماهیت و فلسفه این هنر میگوید: تذهیب از ریشه ذهب به معنای طلا مشتق شده است، اما اگر تنها آن را به عنوان زراندود کردن در نظر بگیریم، این هنر به یک صنعت تقلیل مییابد. تذهیب در سنت اسلامی، هنر تکریم کلام است. هنرمند مذهب، زمانی که آیات نورانی قرآن را با نقوش اسلیمی و ختایی زینت میدهد، در واقع در حال تسبیح خداوند با قلم است.
او در ادامه میافزاید: این هنر بستری برای تمرکز و مراقبه است. هنرجویی که وارد این مسیر میشود، پیش از یادگیری تکنیک طلاگذاری یا قلمگیری، باید آداب حضور را بیاموزد. در لحظه خلق اثر، نیت هنرمند باید پاک باشد، زیرا معتقدیم این نقوش بازتابی از نظام هستی هستند. نقوش تذهیب، بازآفرینی نظم دقیق طبیعت در ابعاد کوچکتر است و هر گل ختایی و هر پیچش اسلیمی، نمادی از تکرار و ابدیت است که در قرآنهای نفیس، ادعیه و متون تاریخی به کار رفته تا ذهن مخاطب را از سطح واژهها به عمق معنای ماورایی هدایت کند.
کاغذچی تأکید میکند: این هنر در طول زمان به یکی از شاخههای مهم هویتبخش هنر ایران تبدیل شده است. وقتی هنرمند از رنگهایی مانند لاجوردی، که نماد آسمان است، یا طلای ناب، که نماد تجلی خداوند است، استفاده میکند، در حال خلق یک بهشت بصری روی کاغذ است. این تنها تزئین نیست، بلکه دعوتی است به تماشای زیبایی مطلق.
تذهیب با ریشههای باستانی و از هخامنشی تا صفوی پیوند دارد. روحالله اسحاقزاده، هنرمند اصفهانی، در گفتگو با خبرنگار مهر میگوید: در دورههای نخست اسلامی، به دلیل عدم وجود صنعت چاپ، کتابها بهصورت دستی نوشته و صحافی میشدند و برای زیباتر شدن نسخهها، طلا به دلیل قداستش، جایگاه ویژهای در این هنر پیدا کرد. او ادامه میدهد: اگر قرآنهای سدههای نخست را بررسی کنیم، شباهت عجیبی میان نقوش تذهیب و نقشمایههای هنرهای هخامنشی، اشکانی و ساسانی مشاهده میشود، از گچبریها گرفته تا فلزکاریها. این نقوش در گذر زمان تکامل یافته و به شکلهای امروزی درآمدهاند.
اسحاقزاده با اشاره به ارتباط تذهیب با معماری تصریح میکند: میان نقوش تذهیب و تزئینات معماری پیوندی جدی وجود دارد؛ بهعنوان مثال، نقوش گچبری مسجد جامع نائین شباهت زیادی به قرآنهای سدههای چهارم تا ششم دارند. این همزبانی در دوره صفوی به اوج خود میرسد؛ جایی که میان تذهیب و کاشیکاریهای مسجد شیخ لطفالله و عالیقاپو، نظمی واحد حاکم است. اصفهان، شهری است که در آن هنرهای مختلف در ارتباطی نزدیک با یکدیگر رشد کردهاند.
اوج تذهیب در دوره تیموری و صفوی بود. تذهیب در مکاتب سلجوقی، ایلخانی، تیموری، شیراز، صفوی و قاجار تحولات زیادی را پشت سر گذاشت. اسحاقزاده در این باره میگوید: اوج شکوفایی این هنر در کتابآرایی دوره تیموری و صفوی بود. اصفهان در عصر صفوی به مرکز اصلی خوشنویسی و تذهیب تبدیل شد. بسیاری از ویژگیهای تذهیب امروز، ادامه همان مسیر تکاملیافته در دوره صفوی است. اصفهان تنها یک مکان جغرافیایی نیست، بلکه حافظه تاریخی این هنر است.
اسحاقزاده میگوید: یک گل کوچک یا یک پیچش ظریف حاصل ساعتها تمرین و کنترل دست است. این هنر نوعی ریاضت روحی است که هنرمند را به آرامش میرساند. هنرجو باید برای رسیدن به نتیجه، صبور باشد. بیشتر هنرمندان این رشته، افرادی بردبار هستند زیرا تذهیب با روحیه عجولانه سازگار نیست. تماشای یک اثر تذهیبشده، تجربهای از نظم و آرامش است.
تفاوت اثر اصیل با تذهیب دیجیتال. ورود فناوریهای دیجیتال، مسیر تازهای را پیش روی هنرمندان قرار داده است. اسحاقزاده درباره این موضوع بیان میکند: هنر دیجیتال میتواند در طراحی اولیه مؤثر باشد، اما خروجی هوش مصنوعی هرگز با اثر دستساز قابلمقایسه نیست. در اثر اصیل، هنرمند روی کاغذ دستساز کار میکند؛ غلظت رنگ را با دست تنظیم میکند و لرزش قلمموی او، حاوی انرژی است. این ویژگیها در خروجی چاپی وجود ندارد. اثر اصیل، حس و انرژی خاصی را به مخاطب منتقل میکند که تصویر دیجیتال از آن بیبهره است.
تذهیب در فهرست میراث جهانی یونسکو. تذهیب در ۱۵ آذر ۱۴۰۲، در هجدهمین نشست کمیته بیندولتی حفاظت از میراث فرهنگی ناملموس یونسکو در بوتسوانا، در پروندهای مشترک میان ایران، ترکیه، آذربایجان، تاجیکستان و ازبکستان به ثبت رسید. این هنر امروز فراتر از مرزها، در کشورهای عربی، پاکستان و قفقاز نیز رواج دارد، اما ریشههای مشترک تاریخی، این کشورها را به یکدیگر پیوند میدهد.
اسحاقزاده با اشاره به دشواریهای اقتصادی میگوید: بخش مهمی از مشکلات امروز به افزایش هزینه مواد اولیه بازمیگردد. در تذهیب حرفهای استفاده از طلای ۲۴ عیار الزامی است و هنرجویان برای تهیه آن با مشکلات زیادی مواجه هستند. اگر ثبات اقتصادی ایجاد شود و هزینه آموزش و مواد اولیه کاهش یابد، علاقهمندان بیشتری وارد این حوزه خواهند شد. تذهیب به حمایت اقتصادی و فراهم شدن شرایط مناسب برای ادامه فعالیت هنرمندان نیاز دارد.
این هنرمند در ادامه میگوید: ما سربازان فرهنگ و هنر این سرزمین هستیم و تلاش میکنیم با ارتقای کیفیت آثار و علمیتر کردن فعالیتها، پرچم هنر ملی ایران را در میان کشورهایی که در زمینه تذهیب فعالیت دارند، برافراشته نگه داریم. تذهیب در نقطهای میان سنت و جهان معاصر ایستاده است. آینده آن به انتقال دانش استادان به نسلهای تازه وابسته است. اصفهان همچنان میتواند صحنه اصلی این تداوم باشد؛ شهری که در آن طلا و مرکب، قرنها در کنار یکدیگر نشستهاند. راز ماندگاری تذهیب در همین است، هنری که از سکوت آغاز میشود، با حرکت آرام قلم جان میگیرد و در نهایت، میان سیاهی مرکب و درخشش طلا، تصویری از پیوند انسان با زیبایی و معنویت بر جای میگذارد.















