به گزارش پایگاه خبری فرهنگ آفرینان به نقل از خبرگزاری مهر، تصور یک روز بدون آب در خرمآباد به سرعت نشان میدهد که تنها یک عنصر طبیعی از تصویر حذف نشده است؛ بلکه بخشی از هویت این شهر نیز ناپدید میشود. این شهر که در درهای میان ارتفاعات زاگرس واقع شده، با سرابها و چشمهها زنده است و رودخانهها مسیر زندگی را در آن تعریف کردهاند. بدون آب، خرمآباد دیگر همان شهری نیست که تاریخ آن را به یاد دارد.
آب در خرمآباد همیشه به شکل لوله و شبکه شهری قابل مشاهده نبوده است. بخشی از آن در زیر شهر جریان دارد، بخشی از دل کوه بیرون زده، بخشی به صورت سراب در منظر شهری ظاهر شده و بخشی دیگر در رودخانهها جریان دارد. این پراکندگی، آب را به یک عنصر طبیعی و بخشی از حافظه تاریخی شهر پیوند میزند. دریاچه کیو، شاید شناختهشدهترین تصویر امروزی این رابطه باشد؛ پهنهای آبی در شمالغرب خرمآباد که نامش در گویش لری با رنگ آبی و کبود مرتبط است. اما کیو تنها یک دریاچه شهری نیست. آب آن از چشمهای در زیر دریاچه تأمین میشود و این ویژگی، تصویری از رابطهای را نشان میدهد که در خرمآباد بارها تکرار شده است: آب سطحی، پشتوانهای زیرزمینی دارد و آنچه مردم در سطح میبینند، بخشی از یک چرخه بزرگتر است.
در سوی دیگر، گرداب سنگی ایستاده است؛ بنایی تاریخی از دوره ساسانی که نشاندهنده تلاش انسان برای مهار و استفاده از آب است. این اثر که در بافت مرکزی خرمآباد قرار دارد، در اطراف یک چشمه فصلی شکل گرفته و ترکیب سنگ و ساروج آن، تصویری از فناوری مدیریت آب در گذشته را به نمایش میگذارد. سراب «شهوا» نیز سهمی از هویت آبی خرمآباد دارد؛ چشمهای که در محله مطهری و در امتداد کوچهای پیچدرپیچ به همین نام جریان دارد و به دلیل حضور آب در بافت مسکونی و شکل خاص قرارگیری آن، لقب «ونیز ایرانی» را به خود اختصاص داده است. شهوا یکی از نمونههایی است که نشان میدهد منابع آب در خرمآباد صرفاً در حاشیه شهر قرار نگرفتهاند، بلکه در تار و پود محلهها و زندگی روزمره شهروندان نیز حضور داشتهاند. در چنین شهری، آب فقط «منبع» نیست؛ بلکه بخشی از روایت شهر است.
موضوعی که اکنون در لرستان مطرح شده، اهمیت مجموعه آبخوان، سرابها، چشمهها و رودخانههای دره خرمآباد به عنوان یک مجموعه مرتبط و دارای ارزش طبیعی و تاریخی است. عطا حسنپور، مدیرکل میراثفرهنگی لرستان، در گفتوگو با مهر به نقش «سفیدکوه» در تأمین منابع آبی دره خرمآباد اشاره کرده و از خروج سالانه حدود ۱۰۰ میلیون مترمکعب آب از زیر این کوهستان به سمت دره سخن گفته است؛ آبی که در مسیر خود به شکل چشمهها، سرابها و رودخانههای دائمی نمود پیدا میکند. این نگاه، نقطه شروع یک تغییر مهم در نحوه مواجهه با منابع آبی خرمآباد است. تا پیش از این، هر سراب یا چشمه به عنوان یک عنصر مستقل در نظر گرفته میشد؛ اما وقتی آنها در کنار آبخوان و رودخانهها قرار میگیرند، تصویر کاملتری ساخته میشود؛ تصویری از یک سامانه طبیعی که اجزای آن در کنار هم معنا پیدا میکنند.
به گفته حسنپور، دره خرمآباد از کهنترین زیستگاههای انسانی ایران است و وجود منابع آب پایدار یکی از دلایل اصلی استمرار سکونت انسان در این محدوده بوده است. این گزاره، آب را از یک مسئله صرفاً محیطزیستی خارج کرده و به مسئلهای تاریخی و تمدنی تبدیل میکند. در این میان، سفیدکوه جایگاه ویژهای دارد. آنچه در سطح شهر به شکل چندین چشمه و سراب دیده میشود، به مخازن و مسیرهای متفاوتی وابسته است؛ اما ریشه این چرخه در کوهستانهای زاگرس قرار دارد. مدیرعامل شرکت آب منطقهای لرستان درباره وضعیت چشمه کیو به مهر گفت: رژیم این چشمه برفمحور است و از سفیدکوه سرچشمه میگیرد. به گفته او، میزان بارش برف در سفیدکوه میتواند بر آبگیری کیو اثر بگذارد. کاکاوند همچنین از چهار چشمه کیو، گلستان، نیلوفر و دارایی در خرمآباد نام برده و توضیح داده است که هرکدام مخزن جداگانهای دارند، اگرچه سرچشمه کلی آنها به کوههای زاگرس، از جمله سفیدکوه، مربوط میشود.
این توضیح یک نکته مهم را روشن میکند: صحبت از «یک شبکه آب» به معنای یکی بودن مسیر تمام چشمهها نیست. هر چشمه میتواند مسیر و مخزن خاص خود را داشته باشد، اما در مقیاس بزرگتر، همه آنها در بستر طبیعی زاگرس و در ارتباط با منابع آب زیرزمینی و سطحی منطقه معنا پیدا میکنند. از همین رو، حفاظت از یک چشمه بدون توجه به سرچشمه و پهنه تغذیه آن، میتواند تصویری ناقص از مسئله باشد. اگر آبخوان آسیب ببیند، اثر آن الزاماً همان روز در سطح شهر دیده نمیشود. ممکن است پیامد آن در کاهش آبدهی چشمه، تغییر وضعیت سراب یا تضعیف جریان رودخانه در سالهای بعد آشکار شود. بنابراین نگاه آبخوانمحور، نگاه به ریشه است نه فقط نشانه.
دریاچه کیو برای بسیاری از مردم خرمآباد، شناختهشدهترین نماد آبی شهر است. این دریاچه در محدوده پارک کیو قرار دارد و حدود هفت هکتار مساحت دارد و عمق آن بین سه تا هفت متر گزارش شده است. اما اهمیت کیو تنها به منظره آن محدود نیست. وجود چشمه در زیر دریاچه، آن را به یکی از نمونههای روشن حضور آب در ساختار طبیعی خرمآباد تبدیل کرده است. کیو علاوه بر ارزش طبیعی، بخشی از فضای تفریحی و شهری خرمآباد نیز شده است. پرندگان بومی و مهاجر و جانوران آبزی نیز از این پهنه آبی استفاده میکنند و همین ویژگی، اهمیت آن را از منظر زیستمحیطی افزایش میدهد. با این حال، اگر قرار باشد کیو را فقط به عنوان یک دریاچه شهری دید، بخش مهمی از داستان آن حذف میشود. کیو در واقع یکی از خروجیهای قابل مشاهده یک سامانه آبی است؛ سامانهای که بخشهای مهم آن برای چشم انسان قابل دیدن نیست. شاید همین بخش پنهان است که اهمیت طرح ثبت مجموعه آبخوان و منابع آبی دره خرمآباد را بیشتر میکند. قرار نیست تنها آنچه روی زمین دیده میشود ثبت شود؛ مسئله، حفاظت از مجموعهای است که زیر و روی زمین در شکلگیری حیات شهر نقش داشته است.
اگر کیو تصویر معاصرتر رابطه خرمآباد با آب باشد، گرداب سنگی یکی از قدیمیترین نشانههای مهندسی این رابطه است. این اثر تاریخی که در بافت قدیمی شهر قرار دارد، با دیوارهای مدور از سنگ و ساروج ساخته شده و پیرامون چشمهای فصلی شکل گرفته است. قطر آن حدود ۱۸ متر، پهنای دیواره سه متر و ارتفاع آن از کف چشمه حدود ۱۰ متر عنوان شده است. آب این چشمه معمولاً از نیمه دوم بهمن افزایش مییابد و با بالا آمدن سطح آب درون گرداب، حضور آن در منظر شهری پررنگتر میشود. اما اهمیت گرداب سنگی فقط در قدمت بنا نیست. این سازه یادآوری میکند که انسان ساکن دره خرمآباد، از گذشتههای دور آب را بهعنوان یکی از عناصر اصلی زندگی خود شناخته و برای استفاده و مدیریت آن راهکارهای مهندسی ایجاد کرده است. فریدون بیگلری، باستانشناس، نیز بر اهمیت منابع آب در مطالعه پیشینه سکونت انسانی در این محدوده تأکید کرده و چشمه گرداب سنگی را در پیوند با سابقه بسیار طولانی منابع آب منطقه مورد اشاره قرار داده است. در چنین شرایطی، مرز میان «میراث طبیعی» و «میراث فرهنگی» باریک میشود. چشمه یک پدیده طبیعی است، اما تمدنی که کنار آن شکل گرفته، بناهایی که برای استفاده از آن ساخته شده و سکونتی که به واسطه وجود آن ادامه پیدا کرده، همگی به تاریخ فرهنگی انسان مربوط میشوند.
دره خرمآباد فقط مجموعهای از چشمهها و سرابها نیست. آب پس از خروج و حرکت در مسیر طبیعی خود، به رودخانهها میرسد و دو رودخانه گلال و کرگانه از جمله شریانهای اصلی آبی در این محدوده معرفی شدهاند. رودخانه در هر سکونتگاه انسانی فقط یک مسیر آب نیست. مسیر حرکت آب میتواند بر شکل شهر، پراکندگی سکونتگاهها، زمینهای کشاورزی و حتی موقعیت برخی فعالیتهای انسانی اثر بگذارد. در خرمآباد نیز ارتباط میان رودخانهها، چشمهها، سرابها و محوطههای تاریخی، بخشی از داستان شکلگیری این دره است. به گفته مدیرکل میراثفرهنگی لرستان، بسیاری از آثار و محوطههای تاریخی دره خرمآباد در مجاورت منابع آب شکل گرفتهاند. بنابراین اگر آب از این معادله حذف شود، مطالعه تاریخ استقرار انسان در دره نیز ناقص خواهد شد. این همان نقطهای است که طرح ثبت مجموعه آبی میتواند فراتر از یک اقدام ثبتی معمول معنا پیدا کند.
ثبت یک اثر در فهرست آثار ملی معمولاً با تصور یک بنای تاریخی یا یک محوطه باستانی همراه است؛ چیزی با محدوده مشخص، مرز قابل ترسیم و یک نام شناختهشده؛ اما موضوع دره خرمآباد متفاوت است. اینجا سخن از یک «مجموعه» است؛ مجموعهای که یک آبخوان، چندین چشمه و سراب و رودخانه را دربرمیگیرد. همین ویژگی، کار حفاظت را پیچیدهتر میکند. در این مدل، نمیتوان فقط دور یک چشمه حصار کشید و تصور کرد مسئله تمام شده است. اگر قرار باشد ارزش اصلی مجموعه در پیوند میان اجزای آن باشد، حفاظت باید گستره بزرگتری را ببیند؛ از پهنه تغذیه آبخوان تا مسیر خروج آب، از چشمه تا رودخانه و از رودخانه تا نقاطی که در طول تاریخ محل استقرار انسان بودهاند. حسنپور نیز با تأکید بر همین نگاه، گفته است که سرابها و رودخانههای خرمآباد صرفاً منابع طبیعی نیستند، بلکه بخشی از میراث طبیعی و فرهنگی منطقه به شمار میروند. بر این اساس، ثبت ملی میتواند یک پشتوانه برای تغییر نگاه به منابع آبی باشد؛ تغییری از نگاه مصرفی به نگاه میراثی.
این نگاه فقط به میراثفرهنگی محدود نمانده است. شهرداری خرمآباد نیز از وجود یک شبکه هیدرولوژیکی پنهان در شهر سخن گفته است؛ شبکهای که نشانههای آن هنوز در قالب برخی چشمهها و انهار قدیمی قابل مشاهده است. داریوش بارانی بیرانوند، شهردار خرمآباد، با اشاره به این ظرفیت به مهر گفته است که مدیریت شهری به دنبال بازگرداندن این عنصر طبیعی به فضای شهری است. برنامه شهرداری برای استفاده از ظرفیت آب در محورهایی مانند چهارباغ افلاک و خیابان امام نیز نشان میدهد که مسئله آب میتواند همزمان چند کارکرد داشته باشد: میراثی، محیطزیستی، اجتماعی و شهری. این ایده، در صورت اجرای درست، میتواند بخشی از هویت تاریخی شهر را دوباره به فضای عمومی بازگرداند. شهری که امروز بخش بزرگی از آن با آسفالت، ساختمان و ترافیک تعریف میشود، میتواند نشانههای طبیعی گذشته خود را نیز دوباره در منظر شهری آشکار کند.
اما احیای آب در شهر، با ساخت چند آبنما یا ایجاد مسیرهای مصنوعی آب تفاوت دارد. اگر قرار است شبکه هیدرولوژیکی تاریخی خرمآباد احیا شود، باید ارتباط آن با منابع واقعی آب، چشمهها، آبخوانها و مسیرهای طبیعی نیز حفظ شود. در غیر این صورت، ممکن است فقط تصویری تزئینی از آبی ساخته شود که در گذشته واقعاً بخشی از حیات شهر بوده است.
خرمآباد یکی از جذابترین وجوه پرونده پیشنهادی، همین اتصال گذشته و آینده است. آب در گذشته شرط ماندن انسان در دره خرمآباد بوده و امروز نیز یکی از عوامل تعیینکننده کیفیت زندگی در شهر است. آنچه تغییر کرده، شکل استفاده انسان از آب است، نه اهمیت بنیادین آن. در گذشته، انسان در نزدیکی چشمه و رودخانه سکونت میکرد. بعدها شهر گسترش یافت و شبکههای جدید انتقال و توزیع آب شکل گرفتند. بخشهایی از مسیرهای طبیعی آب نیز زیر ساختوساز شهری قرار گرفتند، اما هنوز هم آب به عنوان یک عنصر حیاتی در زندگی مردم خرمآباد باقی مانده است.












