در خبرها داشتیم رییس سازمان برنامه و بودجه نرخ دلار را در بودجه پیشنهادی ۱۱۵۰۰ تومان در نظر گرفتند
در خبرها باز داشتیم رییس کمیسیون اقتصادی مجلس گفتند نرخ دلار را در بودجه ۱۴۰۰ نرخ نیمایی در نظر خواهند گرفت
نتیجه اول اینکه هر دو جناح پذیرفته اند که نرخ دلار لنگر اقتصاد در بودجه است و میتوان براساس آن به هزینه ها پاسخ داد برعکس شعارها که دلار را از بودجه حذف کردیم و یورو را جایگزین کردیم !
نرخ نیما یعنی چه ؟ و قیمت آن الان چند است؟
نرخ نیما نرخ تعادلی عرضه و تقاضا در بازار فعلی ارز است و قیمت حدود ۲۵ هزار تومان
البته که نرخ تعادل ندارد چون هر تقاضایی را پاسخ نمیدهد
اگر نرخ ارز نیما را متغیر فرض کنیم یعنی نرخ آتی ، پس نمیتوان مبلغ قطعی برای بودجه و درآمدها در نظر گرفت
پس سیاست نرخ شناور مدیریت شده یعنی چه؟
اگر نرخ نیما در بودجه قطعی شود یعنی خداحافظی با نرخ دلار در قیمتهای پایین و پذیرفتن نرخ بازار
از یاد نبریم که پذیرش نرخ نیما یعنی حمایت از بورس و شرکتهای صادرات محور و بانکهایی که درآمد ارزی چه در داخل و چه در خارج دارند که این پذیرش دنباله هایی دارد از جمله تجدید ارزیابی های جدید و قیمتهای سهام در رنج بالاتر و حتی رفتن بالاتر قیمت کالاها از اینی که هست
پذیرفتن نرخ نیما در بودجه یعنی طرف درآمد را بالا میبریم و آماده میشویم تا هزینه ها را هم بالا ببریم هزینه ها همان قول هایی است که در دوران انتخابات مجلس به ذینفعان داده ایم !
برخی میگویند پذیرفتن نرخ نیما یعنی حرکت به سمت تک نرخی کردن ارز.
آیا قصد این است ؟
اگر اینست میبایست تعادل در عرضه و تقاضا برقرار گردد که در شرایط فعلی مقدور نیست.
آیا به سمتی میرویم که عرضه و تقاضا در نیما ثابت باشد؟
اگر به قول شما تعادل هست پس تصمیم اخیر که بدون نظر بانک مرکزی گرفته شد چیست ؟
در این تصمیم که ترخیص کالا ها در گمرک بدون اخذ کد و بدون نظر بانک مرکزی گرفته شد خط بطلان بر دو سال نظریه آقای همتی کشیده شد و نامه اخیر ایشان به رییس جمهور آغازیست بر عیان شدن اختلافات تیم اقتصادی و شاید استعفا!
اگر قرار به نرخ نیما باشد فرض باید بر ثبات نرخ در بودجه باشد چه کسی ثبات آن را تضمین میکند؟
آیا قرار است روی بازگشت امریکا به برجام حساب باز کنیم ؟
البته بعیدست که مجلس فعلی بگذارد دولت مستقر بی دغدغه وارد فاز مذاکرات گردد.
و اگر دنبال این سیاست باشیم نرخ نیما باید پایین بیاید پس هزینه هایی که قرار است با این درآمد بالانس شود دچار عدم تعادل و کسری بودجه میشود
و اگر بودجه با نرخ ۱۱۵۰۰ بسته شود دست باز است برای ایده های دولت از جمله رفتن به مذاکرات و نهایتا اگر مذاکرات به نتیجه رسید میتوان به نرخ تثبیت فکر کرد که میتواند بین ۱۱۵۰۰ بودجه و نیما باشد که شاید حدود ۱۸ هزار تومان !
اینجاست که هماهنگی بین قوا را میطلبد و هرچه گفتیم در یک مجلس هم نظر با دولت میتواند اتفاق بیفتد نه این مجلس که از ابتدا ساز مخالف کوک کرده
و اینجاست که بودجه ۱۴۰۰ میتواند روایتگر یک نمایش همساز یا ناکوک باشد که با نزدیکی انتخابات ۱۴۰۰ ریاست جمهوری سختی کار بیشتر هم میشود .
چرا که انتخابات امریکا سایه خود را بر انتخابات ایران انداخته و این بودجه میتواند سایه را کمرنگ یا پررنگ کند و همه اینها در سایه داشتن استراتژی تعریف میشود که بعیدست در حال حاضر داشته باشیم و این برای مردم نان و آب و معیشت نمی شود.














