
نوا مقصودپور – دیدگاه برتر مدیریت
تلالو انوار عشق بر سیاهی قلم نگاشته ؛ ضیافتی را وصف ناشدنی در پس هیچستان خیال بیننده.
باده و پیمانه همه در پرچین قلم و دوات واگویه می کند سرمستی را در پس هوشیاری.
استاد علی طوسی ثانی در سال ۱۳۴۴ چشمان مدهوش از عشق را گشود بر آغوش هنر.

خانه اش ابریست بر بلندای سبزینه های سبزوار که می رویند به هنگام نزدیکی حزن بر آغوش خیالات.
خط نگاره هایش می نگارد روح هنر را بر جهان لوحی که خالی ست از جان هنر.
شب پره ی هنر در پی آثارش می درد جامه ی خویش را به زیبایی ناهمواری های قلم که نقش بسته بر لوح جان.

در آثارش روح ظرافت دمیده شده در چشمان بیننده؛ به طوری که سنگینی می کند بر دوش کاهی کاغذ ها.
از مشتی دوبیتی می نگارد جهانی دگر از رنگ ها و نقوشی که سخن می گویند از آوای مضمون بشریت.

آغوش مهر آگین قلم اشعه ی شوق دوانده بر دریچه ی دید آدمیت.
می توان ساعت ها در بر آثارش نشست و جان سپارد به سکوت راز آلود کلمات عشق؛ آن وقت می بینی که تو را همسفر می سازد باخود ؛مسافری از دیار هنر بر پهنه ی کاغذیِ عاشقانه ها. میثاقی جان پرور در میان هنر و هنرمند.















