
محمدعرفان صدیقیان
رقابت جذاب !
دیدگاه برتر مدیریت – عده ای معتقدند پویایی و جذابیت سینمای مستند در سال های اخیر بیش از سینمای داستانی بوده است و شاهد ادعای آن ها، حضور های پرتعداد فیلم های مستند سینمای ایران در جشنواره های معتبر جهانی است. برگزاری منظم جشنواره سینما حقیقت و اشتیاق بالای مخاطبین برای تماشای آثار شرکت کننده، هر ساله آمار رو به رشدی را نشان می دهد.کسب جوایز معتبر و ظهور استعداد های جوان و خلاق در سینمای مستند نشانگر آن است که نمی توان از اهمیت سینمای مستند غافل شد. کافی است نگاهی به دوره اخیر جشنواره سینما حقیقت ( دوره سیزدهم) بیندازید تا متوجه تعداد زیاد فیلم های شرکت کننده با مضامین رنگارنگ شوید. آثاری که بعضا در قصه گویی و تکنیک گام ها جلوتر از سینمای داستانی حرکت می کنند. در این دوره از جشنواره فیلم فجر، ۱۰ مستند انتخاب شده اند که اکثر آن ها در دوره اخیر جشنواره سینما حقیقت حاضر بوده اند. نکته جالب در میان انتخاب های صورت گرفته، تنوع جالب آثار و نیز حضور فیلمسازان از نسل های گوناگون است. هیئت انتخاب این دوره از جشنواره فیلم فجر متشکل از «بابک بهداد»، «رامین حیدریفاروقی» و «مرتضی شعبانی» بود که همگی از نامداران حوزه سینمای مستند به شمار می روند. در این پرونده تلاش شده است اطلاعات کاملی از فیلم های شرکت کننده در جشنواره فیلم فجر در اختیار خوانندگان قرار گیرد.

فیلم مستند بانو
کارگردان: محمد حبیبی منصور/ پژوهشگر: محمد متقی/ فیلمبردار: روح الله جوانی/ صدابردار: امیر بیگی/ تدوینگر: محمدرضا اکبری/ صداگذار: محمدرضا اکبری/ نویسنده گفتار متن: محمد حبیبی منصور/ گوینده: ثریا قاسمی/ مدیر تولید: سید مصطفی لسانی/ عکاس: امیر مسعود عربشاهی/ تهیه کننده: محمد حبیبی منصور/ تهیه شده در: دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی/ محصول۱۳۹۷/ ۸۲ دقیقه.
موضوع: فیلم روایت زندگی پر فراز و نشیب بانویی است که پس از ازدواجی عجیب، وارد دنیایی جدید می شود و با سختی ها و مشکلات پیچیده ای روبه رو می شود. او حالا پس از ۶۰ سال زندگی در اهواز، به یک قهرمان تبدیل شده است.
این فیلم با نام «بانو عصمت» در دوره اخیر جشنواره سینما حقیقت حاضر بود. محمد حبیبی منصور کارگردان و تهیه کننده این اثر، پیش از این مستند های معلم، داستان آینده، خاک منتظر، صیادان عشق و مجموعه مستند سربازان کوچک را در کارنامه اش به ثبت رسانده است. مستند «بانو» روایتگر زندگی پرفراز و نشیب بانو عصمت احمدیان، مادر شهیدان فرجوانی است. زنی که خودش و اعضای خانواده ایشان از جمله همسر و سه فرزندش هرکدام به نوعی با جنگ در ارتباط هستند.
زندگی پس از جنگ و فعالیتهای اجتماعی و اقتصادی خانم احمدیان نیز بخش مهمی از زندگی اوست که در این مستند به آن پرداخته شده است. روایت این مستند توسط ثریا قاسمی انجام شده است. عصمت احمدیان، سوژه این مستند در گفت و گویی توضیح داده: قهرمان فقط حضرت فاطمه زهرا(س) و حضرت زینب کبریاند و مابقی در این مسیر گام برمیدارند و به گونهای پرچمدارند. این مادر شهید به این نکته اشاره کرد که مستند کامل نبوده و بسیاری از بخشها جاافتاده؛ چرا که رزمنده جبهه هم بوده و میتوانست مستندساز عقبتر از دوخته شدن دست حاج اسماعیل، به مخاطب نشان دهد که آن سختیها و تلخیها را بهتر درک میکرد. احمدیان در ۸ سال جنگ دفاعمقدس حضور داشته است. یا برای صبح رزمندهها حلیم، عدسی و باقالی میپخت و حتی مصاحبه و سخنرانی هم میکرد. کارگردان مستند بانو در گفتوگویی درباره موضوع این مستند گفت: موضوع فیلم یک خانم است که زندگی پر فراز و نشیبی دارد. ما سعی کردیم در روایت درست، جذابیتهای زندگی این آدم را برای مخاطب منتقل کنیم. مجموعاً اگر بخواهم بگویم این آدم کیست، به نظرم تصویر واقعی یک قهرمان را میشود در خانم احمدیان دید. در تعریفی که ما از قهرمان داریم، همه نشانهها در خانم احمدیان جمع شده است. آدمیکه زندگی پر فراز و نشیبی دارد و زندگیاش پر از اتفاق و پر از حادثه است. در ۱۱ سالگی ازدواج میکند و ورودش به زندگی با شوک روبهرو میشود و بعد با فکر اقتصادی که دارد در همان اوایل ازدواجش، با همان سن و سال کمی که دارد کار مرغداری انجام میدهد. در همان سالهای قبل از انقلاب در سال ۴۲ که اصلاً رسم نبوده خانمها رانندگی کنند ایشان گواهینامه میگیرد. شخصیت او در مدیریت اقتصادی و اجراییاش به شدت جذاب است و این برای فیلمساز خیلی وسوسهکننده است که در مورد این موضوع کار کند و یک وجه دیگر شخصیت ایشان، نگاه عقیدتی است که به نظر میآید به ایشان کمک میکند تا با این فراز و نشیبها و افت و خیزها زندگی را طی کند و به نقطه خوبی برساند. روزهایی که جنگ شروع میشود، او صاحب شش فرزند است و به مرور درگیر جنگ میشود و کل خانواده در واقع با همه وجود درگیر جنگ میشوند. یکی از دوستان میگفت: انگار کل جنگ یک موشک بوده خورده وسط زندگی اینها. به گفته وی در زندگی خانم احمدیان حجم بالایی از قصه اتفاق میافتد و ما احساس کردیم باید یک روایت داستانی و جدی برای کار پیدا کنیم. سعی کردیم روایتمان روایت استخوانداری باشد و حتماً شکل داستانی و جدی پیدا کند و جذابیت روایت برای مخاطب ایجاد شود که بنشیند و فیلم را ببیند. برای اینکه جذابیت بیشتر شود متن را خانم ثریا قاسمی خواندند. برای اینکه در واقع صدای ایشان به عنوان صدای یک مادر قرص و محکم و دلسوز جا افتاده و همین که در کارشان استاد هستند و بدون اغراق خود این اتفاق و همراهی ایشان درجه کار را بالا برده و روی جذابیت کار و همراه کردن مخاطب تأثیر گذاشته است و اینکه خودشان با سوژه ارتباط برقرار کرده بودند. در واقع ساختار روایی خوب انتخاب شده و با همراهی صدای خوب و در مجموع تدوین خوبی که انجام شده، یک شکل داستانگو پیدا کرده که یکی از جذابیتهای کار است که مخاطبان از آن حرف میزنند و این ضعف قصهگویی در سینمای مستند وجود دارد. ما سعی کردیم خیلی آلوده این نشویم و برای ایجاد جذابیت یک روایت جدی داشته باشیم. این مستند به همت واحد مستند دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی تولید شده است.

فیلم مستند پروژه ازدواج
کارگردانان: حسام اسلامی، عطیه عطار زاده/ فیلمبردار: مهدی آزادی، مسلم تهرانی/ صدابردار: احمد افشار، سیوان خسروی/ تدوینگر: فرید دغاغله/ صداگذار: مهرشاد ملکوتی/ نویسنده گفتار متن: عطیه عطار زاده، حسام اسلامی/ گوینده: عطیه عطار زاده/ آهنگساز: امین فیض آبادی/ عکاس: مریم نجد/ تهیه کننده: اتین دو ریچارد، حسام اسلامی، عطیه عطار زاده/ تهیه شده در: مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی/ محصول ۱۳۹۸/ ۸۰ دقیقه.
موضوع: مطرح شدن پیشنهاد ازدواج در یک مرکز نگهداری از بیماران اعصاب و روان، با مخالفت ها و مشکلات زیادی رو به رو می گردد.
فیلم مستند «پروژه ازدواج»، در مورد محل نگهداری بیماران اعصاب و روان است که مدیر آن قصد دارد تعدادی از بیماران خود را به ازدواج یکدیگر درآورد. عطیه عطارزاده در فیلم جدید خود که با کمک حسام اسلامی آن را ساخته اثری چند وجهی ارائه کرده. هرچند ساختار و میزانسن فیلم دقیقا شبیه به بسیاری دیگر از فیلمهای مستند ساخته شده در ایران است ،اما به خاطر موضوع آن و نحوه نزدیک شدن داستان و شخصیت هایش اثری متمایز است.
عطیه عطار زاده کارگردان این فیلم با اشاره به روایت زندگی شخصی اش در بخشی از این مستند می گوید: بعد از آن که بخش عمده کار فیلمبرداری شده بود، احساس نیاز به این که لایه معنایی دیگری به فیلم اضافه شود، حس می کردیم. من و حسام هریک داستانی شخصی درباره بیماران روانی و اختلالات روانپزشکی داشتیم. ضمن این که حسام پیش از این در سرای احسان فیلم ساخته بود و نسبت به محیط آشنایی داشت. همچنین آشنایی ما با این مرکز زمانی بود که حسام سالگرد ازدواجش را در آنجا برگزار کرد و از من خواست آن را فیلمبرداری کنم. در واقع هریک از ما به نوعی با این مرکز ارتباط داشتیم. حسام اسلامی دیگر کارگردان این مستند هم می گوید: ما دل مان می خواست فیلم عاشقانه ای بسازیم که به روابط آدم ها نزدیک شویم و مسائل را باز کنیم، ولی از طرفی بستری که فیلم در آن شکل می گرفت، یک مرکز نگهداری بیماران اعصاب و روان بود که بحث علمی را دنبال می کرد و به همین خاطر تصمیم گرفتیم آن را هم وارد مستند کنیم. می توانم بگویم این فیلم یک مستند عشقی-علمی است که حرفی برای گفتن دارد.

فیلم مستند جایی برای فرشته ها نیست
کارگردان: سام کلانتری/ پژوهشگر: سام کلانتری، مهران کاشانی/ فیلمبردار: رضا تیموری/ صدابردار: شاهین پور داداشی/ تدوینگر: هایده صفی یاری/ صداگذار: انسیه ملکی/ آهنگساز: حبیب خزایی فر/ مدیر تولید: محسن مرادی/ عکاس: حسن کمالی/ تهیه کننده: محمد شکیبا نیا، محسن شاه محمد میراب/ تهیه شده در: موسسه فرهنگی هنری تنجرین، مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی/ محصول ۱۳۹۸/ ۸۶ دقیقه
موضوع: فیلم درباره ی تیم ملی دختران اسکیت هاکی ایران و مشکلات پیچیده آنها در راه مسابقات آسیایی کره جنوبی است. فدراسیون توانایی تامین هزینه این تیم را ندارد و …
سام کلانتری از مستند سازان با تجربه این دوره از جشنواره است. مهمترین آثار او عبارتند از: از خانه شماره ۳۷، مانکن های قلعه حسن خان و مسابقه گاراژ ۸۸۸. این اثر به طور مشترک با مستند «خط باریک قرمز»، جایزه هنر و تجربه سیزدهمین جشنواره سینما حقیقت را به دست آورد. همچنین حبیب خزایی فر، برنده تندیس بهترین موسیقی برای این اثر شد. تهیه کنندگان این اثر هم جایزه ویژه سرمایه گذار( جایزه تماشاگران) را دریافت کردند. از ویژگی های مهم این فیلم، وجود عوامل مطرح و حرفه ای در پشت صحنه است. برای مثال هایده صفی یاری تدوین را بر عهده داشته است. «جایی برای فرشته ها نیست»، که خود فیلمساز در صحنههایی از آن حضور دارد با بازی ایران در کرهجنوبی شروع میشود و بعد فلش بک میخورد به ایران و روزهای پیش از این بازی؛ به فردی که این تیم را جمع کرده و خودش بازیکن هاکی بوده است و مردی که تصمیم میگیرد به این تیم سروسامان داده، برایش حمایت کننده مالی پیدا کند و این تیم را انسجام بدهد. در واقع در اولین فلش بک پس از پیروزی در مقابل کره جنوبی، به پشت صحنه موفقیت میرویم؛ جایی که لزوما همه چیز زیبا نیست و با دردها و رنج ها، استرسها و شرایط نابسامان روحی دخترانی مواجهه می شویم که پس از عدم توانایی تامین هزینه آنان توسط فدراسیون، به نوعی بن بست رسیده اند. از نکات مثبت فیلم فیلبرداری قابل تقدیر رضا تیموری است که از زوایای مختلف بازی ها، مسابقات و تنهایی این آدم ها را با کات های متفاوت به تصویر کشیده است، فیلمی که توسط هایده صفی یاری مونتاژ شده است.این فیلم که توام با رگههای عرق ملی است، این موضوع را نشان میدهد که این زنان با پشتکار و عشق و حمایت گروه فیلمساز و خود کارگردان تصمیم می گیرند که این مانع را از جلوی خودشان بردارند، جانفشانی می کنند و از خانواده و همسرانشان وقت می گذارند برای این که تمرین کنند و در نهایت فیلم، فیلم موفقی شده است و اثرگذار. « جایی برای فرشته ها نیست » فیلمی به شدت امید گراست . در بدترین شکل ممکن ، شاید صرفاً رویایی باشد برای آنانی که از زندگی روزمره خود دل زدهاند و میخواهند کمی شادی ، امید و هیجان در زندگی خودشان داشته باشند و این رسالتی است که سینما از همان روزهای ابتدایی به خود گرفته است، از این نظر که سینما در طول تاریخ خود آن را دنبال کرده و منظور همان رویاسازی است. اما این فیلم صرفاً رویاساز نیست. مستند است و وظیفهاش نمایش آنچه وقوع می دهد است .پس فیلم صرفاً نمی تواند رویا خلق کند می تواند انگیزه بدهد. مستندی که تا حد زیادی به شخصیتهای خود نزدیک شده و اجازه می دهد تماشاگر با آنها ارتباط حسی برقرار کند .این مهمترین کاری است که کارگردان توانسته در این فیلم انجام دهد. این فیلم، در جشنواره سینما حقیقت، بیشترین رای تماشاگران را هم به خود اختصاص داده و جایزه «بهترین فیلم مستند از نگاه تماشاگران» نیز نصیب «جایی برای فرشتهها نیست» شده است.

فیلم مستند خسوف
کارگردان: محسن استادعلی/ پژوهشگر: محسن استادعلی/ فیلمبردار: فرهاد طالبی نژاد/ صدابردار: امین جعفری/ تدوینگر: بابک حیدری/ صداگذار: سید علیرضا علویان/ نویسنده: محسن استادعلی/ آهنگساز: پژمان خلیلی/ مدیر تولید: سلیم قاسمی/ عکاس: محمود حسینی/ تهیه کننده: محسن استادعلی، مسعود زارعیان/ تهیه شده در کارگاه فیلم مستند/ محصول ۱۳۹۸/ ۷۰ دقیقه
موضوع: میگن این خسوف، طولانی ترین خسوف قرن بیست و یکه، شیش ساعت و سیزده دقیقه و چهل و هشت ثانیه، سایه زمین روی ماه میفته و تو این مدت خبری از مهتاب نیست، خبری از نور نیست…
محسن استادعلی مستند ساز برجسته ای است و فیلم های مهمی چون: عادت می کنیم، سکوت، دم صبح، جایی برای زندگی و زنانگی را در کارنامه دارد. این فیلم در جشنواره سینما حقیقت در بخش بین الملل، لوح تقدیر هیئت داوران را دریافت کرد و در بخش ملی، محسن استاد علی، صاحب تندیس بهترین کارگردانی این جشنواره شد. همچنین این فیلم با ۶ نامزدی، در صدر جشنواره سینما حقیقت قرار گرفت. این فیلم درباره مسعود، طلبه ای است که در شهر مشهد زندگی می کند و پس از فارغ التحصیل شدن از حوزه علمیه، برای این که تبدیل به یک روحانی معمم شود تردیدی جدی دارد. طلبه جوان با همسرش بر سر این که یک طلبه تمام وقت باشد که صرفا مباحث حوزوی و دینی را دنبال می کند یا طلبه ای که در کنار طلبگی می خواهد فیلمسازی و کار مستند کند، در یک مباحثه و جدال دائم قرار گرفته است. کشمکشی که از ابتدا تا انتهای فیلم وجود دارد و این طلبه جوان را دچار نوعی از سردرگمی بی پایان ساخته است. روایت از ابتدا تا انتها یک دست است و منسجم؛ فیلم موسیقی مسنجمی دارد و تصاویر سینمایی به صورتی محکم در این فیلم استفاده شده و تدوین بسیار خوبی روی آن صورت گرفته است؛ و این تدوین خوب موضوعی است که کمتر در فیلم های متاخر شاهد آن هستیم. استادعلی در این فیلم بار دیگر و به درستی به یک مساله اجماعتی که حساس هم هست، پرداخته است. از شاخصه های سینمای استادعلی، جسارت در انتخاب موضوع است و این که همواره موضوعاتی را انتخاب می کند که شاید هرکسی جرات انتخاب آن فضا و آدم ها را ندارد؛ سپس به درستی در بطن آن آدم ها و در گوشت و پوست آن افراد و آن موضوع نفوذ می کند، تحلیل و نگاه درستی دارد و به درستی تحقیق می کند و از مجموع این عوامل به یک ساختار و فرم درست می رسد و این را در فیلمش پیاده می کند. در مونتاژ فیلم دقت زیادی شده است و این که استادعلی هم نگاهی متفاوت به مسائل اجتماعی دارد باعث می شود نگاه متفاوت و اثرانگشت و امضای متفاوتی داشته باشد؛ در نهایت خسوف در جای خود فیلم موفق و اثرگذاری است.

فیلم مستند خط باریک قرمز
کارگردان: فرزاد خوشدست/ پژوهشگر: فرزاد خوشدست/ فیلمبردار: مرتضی پور صمدی/ صدابردار: محمود کاشانی/ تدوینگر: آرش زاهدی اصل/ صداگذار: بهروز شهامت، شاهین خاکپور/ آهنگساز: صبا ندایی/ مدیر تولید: دری رضایی/ عکس: ارسلان امانتی/ تهیه کننده: نگار اسکندر فر، فرزاد خوشدست/ محصول ۱۳۹۸/ ۹۰ دقیقه
موضوع: يک گروه زندانی نوجوان تصميم میگيرند با کمک چند مربی نمايش، تئاتری را روی صحنه ببرند تا اگر موفق بود، به بهانهی اجرا در يک جشنواره بزرگ تئاتر در تهران، يک روز از زندان خارج شوند؛ اما روز قبل از اجرا عدهای از آنها نقشه فرار دارند.
«خط باریک قرمز» از فیلم های موفق امسال سینمای ایران است که تا کنون جوایز مهمی را به دست آورده است. این فیلم در جشنواره سینما حقیقت، جایزه هنر و تجربه، جایزه آسیب های اجتماعی، تندیس بهترین فیلمبردار و جایزه ویژه دبیر جشنواره را به دست آورد. فرزاد خوشدست کارگردان این فیلم، بودجه تولید این مستند را برابر با یک فیلم سینمایی می داند. فیلم درباره گروهی از مجرمان نوجوان در کانون اصلاح و تربیت است که با ورود کارگردان یک نمایش به این کانون، آنها هم تدریجا تغییر می کنند. وقتی قصه فیلم را برای کسی تعریف می کنم فکر می کند یک فیلم داستانی است در حالی که واقعا جا دارد که یک فیلم داستانی درباره آنها ساخته شود. خوشدست درباره اینکه چهرههای شناخته شده تئاتر با بچههای کانون تئاتر تمرین میکنند، توضیح داد: بحثی که وجود دارد استفاده از سلبریتی ها در فیلم مستند است. در این فیلم از خانم قاضیانی به دلیل حس زیاد مادرانه ای که دارد، کمک گرفتیم یا از توماج دانش بهزادی به دلیل اینکه پدر و مادرش را در زلزله از دست داده بود، استفاده کردم. بنابراین انتخاب های من بر اساس چهره بودن آنها نبود، بلکه بر اساس زندگی و سرگذشت شان بود. برای من مستندسازی مثل این است که در یک منطقهای نارنجکی پرت می شود و واکنش ها را می بینیم. البته سینمای مستند دیگر خنثی نیست. فرزاد خوشدست فارغ التحصیل رشته گرافیک و سینماست. او از شاگردان عباس کیارستمیست. تعدادی از فیلم های مستند او عبارت اند از: «وقایع نگاری یک فیلم ساز ناتمام»، «زنی که نام ندارد» و «خط باریک قرمز». این مستند نود دقیقهای، تولید مؤسسه فرهنگی هنری کارنامه است.

فیلم مستند زمستان است
کارگردان: مهرداد زاهدیان/ پژوهشگر: مهرداد زاهدیان/ فیلمبردار: مهرداد زاهدیان/ صدابردار: فرزین زند/ تدوینگر: مهرداد زاهدیان/ صداگذار: مهرداد جلوخانی/ نویسنده گفتار متن: مهرداد زاهدیان/ گوینده: منوچهر انور/ آهنگساز: محمد نصرتی/ مدیر تولید: شهنام صفا جو/ جلوه های تصویری: ایمان یاری/ عکاس: ایمان ترابی/ طراحی و اجرای جلوههای تصویری، متحرکسازی دوبُعدی و کامپوزیت: ایمان یاری/ توازن نور و رنگ: رضا تیموری/ برنامهریز و دستیار کارگردان: عاطفه میرکیانی/ مدیر دوبلاژ: حمید منوچهریفر/ گویندگان: ایمان یاری، رامین پورایمان، علی میلانی، مجید حمزه، احمد گنجی، ایوب آقاخانی، حمید یزدانی، نورالدین جوادیان، امیر منوچهری/ همکاران پژوهش معماری: بیژن شافعی، سعید محمودکلایه، محمد غلامنژاد/گروه معماری دوران تحول: نگار منصوری، آرسینه کشیشیانس، بهناز زنیان، اسکندر مختاری، عبدالله انوار، مجید منصور رضایی، فریناز مقتدری، زهرا حناچی، مجید آذرشب، محمود پورسراجیان، نازنین حاجزوار، افروز طهماسبی، فاطمه همتیان، فروغ صادقمالواجرد، حمید آذرشب/ همکار پژوهش موسیقی: محمدرضا شرایلی/ خوشنویسی: جواد فیروز زارع/ ترجمه: پرستو زاهدیان/ مدیر فنی استودیو: علیرضا نکولعلتک/ فیلمبرداری هوایی: شرکت آموت، سعید محمدیالموتی، ساجد محمدیالموتی/ متحرکسازی سهبُعدی: شرکت تیم استودیو، امید خوشنظر، سهراب روشنایی، مسعود عمویی/ دستیار نور و تصویر و عکاس: ایمان ترابی/ دستیاران صداگذاری: امیرحسین حسینی، میثم اسدی/ تهیه کننده: پیروز حناچی/ محصول ۱۳۹۸/ ۸۵ دقیقه.
موضوع: خیابان لالهزار تهران یکی از شاخصترین نمونهها در ایران است، که به عنوان نمادی از میل به تجددطلبی، قابل مطالعه است؛ مجموعهای از عناصر مختلف که این خیابان را به گذرگاهی فرهنگی مبدل میکرد. با وقوع کودتای سال ۱۳۳۲ و افزایش جمعیت پایتخت، لالهزار آرام آرام هویتی تازه به خود دید…
نکته جالب فیلم، این است که شهردار تهران تهیه کننده اش است. مهران زاهدیان کارگردان این فیلم مستند، دارای مدرک کارشناسی ارشد فلسفه از دانشگاه تهران است. از جمله آثار شاخص او می توان به مسیح در جلفا، میدان نقش جهان، حلقههای گمشده، خاطرات روی شیشه، لولههای فنوگراف، میدان بیحصار، تهران فردا، خشخش بی خا و شین اشاره کرد. حناچی،شهردار تهران درباره این فیلم می گوید: حدود سال ۸۷ به واسطه معرفی مستند «میدان بیحصار» توسط یکی از دانشجویانم با نام مهرداد زاهدیان آشنا شدم. این مقدمه آشنایی ما با هم شد. «میدان بیحصار» در حقیقت فیلم کتاب «میدان توپخانه تهران» بود. این اتفاق برای من درس زیادی داشت. اگر ما تلاش کنیم و برای فضاهای شهری یا هر موضوع دیگری که واجد ارزش هستند، سندها را بازیابی و منتشر کنیم، مطمئنا قدمهای بعدی را افراد دیگر برخواهند داشت. شهردار تهران درباره تهیه مستند «زمستان است» هم گفت: همان موقع صحبتهای مقدماتی درباره تهیه یک فیلم را با آقای زاهدیان انجام دادیم. البته پیش از آن، با آقای اصلانی صحبت کرده بودیم که قسمت نشد و زاهدیان این کار را شروع کرد. در تهیه این فیلم بسیاری سازمانها ازجمله دبیرخانه شورایعالی شهرسازی، شهرداری منطقه ۱۲ و سازمان زیباسازی ما را همراهی کردند اما از همه مهمتر آرشیوهایی بود که در ایران وجود نداشت. در این فیلم تصاویری میبینید که قبلا در هیچجا دیده نشده است؛ فیلمهایی که بخشی از حصار تاریخی ایران را به تصویر میکشد و خود ما معماران، همیشه به شکل دوبعدی آن را میدیدیم اما شکل سهبعدی آن را ندیده بودیم. زمانی که این فیلم ساخته شد من شهردار نبودم اما این فیلم بهانهای است برای نشان دادن یکی از پلاکهای لالهزار؛ فقط یکی. برای تکتک پلاکهای لالهزار میتوان چنین فیلمهایی را ساخت و چنین داستانهایی را مستند کرد. ین فیلم درباره خیابان لاله زار و تاریخچه شکل گیری آن است. «زمستان است» بهانه ای برای بررسی تاریخ ایران از زمان ناصرالدین شاه تا امروز است. زاهدیان نیز درباره این فیلم می گوید: مطالعه تاریخ معاصر برای من بهانه ای برای پرداختن به وقایع تاریخی است که شکل و شمایل امروزمان را به ما نشان می دهد. یادآوری در این باره، مسیر پیش رویمان را نیز واضح تر می کند. از این نظر مستند سازی درباره تاریخ معاصر، در بستر شهر برایم جذاب است. خیابان لاله زار به صورت نمادین میل جامعه ایرانی برای تجربه مظاهر جامعه مدرن را در خود دارد. وقتی تهران از یک ده کوچک نه چندان توسعه یافته در دوره ناصری بزرگ می شود، میل این را دارد که دارالفنون، سالن کنسرت، کافه نشینی، هتل، سینما و… را در خود جای دهد. در شکل گیری تاریخ مدرن ما نقش دولت ها بسیار پررنگ است. برای مثال میدان ها که جایگاهی برای گردهمایی مردم است و توسط آن ها ساخته می شود، در ایران توسط حکومت ها ساخته و شکل می گیرد.
فضای شهری متشکل از کالبد و خاطرات و… است. انسان های حاضر در این فضا معنای خاطرات را در می یابند و برخی از این خاطرات به مکان ها هویت می بخشند. ما از لاله زاری که برای خود در مقطعی شکوهی داشت، فاصله زیادی دارد. جایی که آخرین تولیدات سینمایی و تئاتری در آن عرضه می شد. توجه به این خاطرات و وقایع فضایی شهری را می سازند که در فیلم مورد اهمیت است. یکی از درخشانترین پلانهای «زمستان است» بی شک ارجاعی است که ما را با اتکا بر عنوان مستند، در طول اثر، با اخوان ثالث پیوند میزند و در یک پلان فکر شده از این ارجاع پردهبرداری میگردد. در طول تماشای مستند بیشک منتظریم بدانیم عنوان مستند چرا و چگونه است؟ آیا برف روی بناهای خیابان لالهزار در پلان ورودی دلیل این نامگذاری است؟ نه! این پلان ورودی یک رکب بسیار جذاب برای حفاظت از پیشنهادهای مخاطب است. یعنی ما با این پلان در فکر پردهبرداری از ارجاع به خود برف زمستانی واقعی قرار میگیریم نه شعر معروف اخوان ثالت. مستند بلند «زمستان است» تاکنون موفق به کسب تندیس شایستگی بهترین فیلم مستند بیست و یکمین جشن بزرگ خانه سینما، نشان شیر سنگی بهترین پژوهش و بهترین فیلم مستند بلند از یازدهمین جشن مستقل سینمای مستند ایران شده است.

فیلم مستند زندگی میان پرچمهای جنگی
کارگردان: محسن اسلام زاده/ پژوهشگر: سید حسام رضوی/ فیلمبردار: مهدی خوش نژاد، محسن اسلام زاده/ صدابردار: محسن اسلام زاده/ تدوینگر: فرید دغاغله/ گوینده: امیر عطر چی/ آهنگساز: مسعود حسن زاده/ مدیر تولید: سید مصطفی سیدالحسینی/ عکاس: مهدی خوش نژاد/ تهیه کننده: محسن اسلام زاده/ تهیه شده در: مرکز فرهنگی میثاق/ محصول: ۱۳۹۸/ ۶۸ دقیقه.
موضوع: گروه مستندساز ایرانی، به دنبال حقیقت حضور داعش در شمال غرب افغانستان هستند. آنها وقتی موفق به رفتن به مناطق حضور داعش توسط نیروهای دولتی نمی شوند، تصمیم میگیرند از طریق مناطق تحت تسلط طالبان به مناطق درگیری داعش بروند.
اسلامزاده دربارهی مستند تازهاش که با موضوع حضور داعش در کشور افغانستان ساخته شده است، می گوید: به دنبال کنجکاویهایی که دربارهی حضور داعش در افغانستان داشتم، چند سفری برای تحقیق به افغانستان رفتم و با محلیها صحبت کردم. تناقض میان حرفهایی که شنیدم باعث شد تا خودم به یکسری از مناطق سر بزنم تا در جریان امور قرار بگیرم. شمال غرب افغانستان را انتخاب کردم، چون اخبار زیادی از این منطقه به گوش میرسید که داعش در آنجا حضور پررنگ دارد. مدتی در آنجا با نیروهای دولتی بودم، بعد متوجه شدم که نیروهای دولتی نمیتوانند کمکی به من بکنند؛ بنابراین با طالبان ارتباط گرفتم. اسلامزاده بیش از این فیلم «تنها میان طالبان» را نیز در افغانستان و در دل خطر ساخته بود که اثر قابل اعتنایی با موضوع طالبان به شمار میرود. کما اینکه بهندرت دوربین تا نزدیک فرماندهان و رهبران طالبان رفته بود. اسلامزاده به اتکای همین تجربه موفق مستند «زندگی در میان پرچمهای جنگی» را ساخت که یک گام رو به جلو برای وی محسوب میشود. «زندگی در میان پرچمهای جنگی» نشان داد که اسلامزاده «تنها میان طالبان» را بر حسب اتفاق و تصادف نساخته است و در هر دو فیلم موضوع، فرع مسئلهای است که میخواهد بیان کند موضوع «زندگی در میان پرچمهای جنگی» چنان فریبنده است که میتوانست کارگردان را مسحور خود کند، در حالی که «زندگی در میان پرچمهای جنگی» قبل از آنکه بخواهد مولفههای مستند بحران را به رخ بکشد سعی کرده مسئله خود را روایت کند. برای همین است که خط سیر روایی «زندگی در میان پرچمهای جنگی» به فیلم داستانی بسیار نزدیک است.

فیلم مستند عالیجناب
کارگردان: سجاد ایمانی/ پژوهشگر: سجاد ایمانی/ فیلمبردار: احسان موسوی، امین کریمی/ صدابردار: بهنام احسانی/ تدوینگر: سجاد ایمانی/ صداگذار: محمد حسین ابراهیمی/ مدیر تولید: آصف حسینی/ عکاس: سید حسن سجادی/ تهیه کننده: سجاد ایمانی، رضا دانش پژوه/ محصول ۱۳۹۸/ ۷۱ دقیقه.
موضوع: قهرمان ملی بوکس، در زندگی خود دچار مشکلی بزرگ شده و در پی حل آن است
عاليجناب ساخته سجاد ايماني؛ به زندگي يك قهرمان ملي بوكس مي پردازد كه به خاطر درمان نازايي و نداشتن شغل دچار بحران و فروپاشي مي شود. فيلمساز با انتخاب كاراكتري كه خود و موقعيت اش داراي جذابيت دراماتيك است، روايت خود را از مكاني نامأنوس آغاز مي كند تا شروعي طوفاني و ميانبر داشته باشد؛ آزمايشگاه و دريافت جواب منفي بارداري كه منجر به اعتراض و فرافكني رحيم دادوند مي شود. پس از اين سكانس با زوج سليمه و رحيم و جنس خاص رابطه آنها همراه مي شويم، درحاليكه دستكش بوكس آويزان به آينه ماشين و استفاده اي كه او از مشت هايش براي خرد كردن قوطي نوشابه مي كند، كدي براي معرفي مهارت او است. فيلم با حركت پاياپاي در كنار رحيم، كه از جمع كردن قوطي خالي تا شاهد طلاق شدن، شهادت دروغ دادن و حتي رفتن در شمايل شمر در مراسم روز عاشورا را براي به دست آوردن پول انجام مي دهد، نقبي به موقعيت بد اقتصادي او زده و نهايتاً او را در هزارتوي طلبكارهاي متعدد و چك و شاكي گرفتار نشان مي دهد. فضاي بي واسطه اي كه فيلمساز با سوژه برقرار كرده، باعث شده خلوت ترسيم شده زن و شوهر و بحث و بگومگوهاي آنها واقعي و نزديك به خلوت واقعي چنين زوجي باشد. بخصوص وقتي هر يك ديگري را متهم به نازايي و درمان و رفع مشكل را به هم واگذار مي كنند. بوكسور بودن رحيم در گذشته، وقتي در اين روايت دراماتيك به كار مي آيد كه او سرخورده از حل مشكلات مالي مي خواهد درمسابقه بوكس با شرط بندي شركت كند. وقفه يك ساله نبود رحيم همچون خواب زمستاني است كه روايت را در ركودي بي سرانجام غرق مي كند. اما درام همچنان يار فيلم و فيلمساز است و اين بار هم نمايشي از پيش تعيين شده به مدد رئاليسم مي آيد تا سليمه را به واكنشي غير قابل پيش بيني وادار كند.
قهرمان شكست خورده فيلم همچون قهرمانان كلاسيك دست به هر كنش تعيين كننده اي مي زند؛ از شرط بندي در بوكس تا بازي در نقش شمر تا بتواند سليمه را وادار به بازگشت كند. نهايتاً آنچه فيلم «عاليجناب» را در كنار دراماتيك بودن واجد عمقي دوچندان مي كند، سرنوشت محتومي است كه هيچ تغييري نكرده اما تصميم اين زوج، ادامه اي متفاوت را براي مسير جديد زندگي آنها متصور مي شود.سجاد ایمانی کارگردان مستند عالیجناب گفته: «عالیجناب» میگوید که سرمشق این فیلم به موضوع بیاعتقادی بازمیگردد. از همان ابتدا قرار بود موضوع این مستند دربارهی بیاعتقادی باشد؛ البته بیاعتقادی را به انسانیت، عهد، وفا و… هم میتوان نسبت داد. به نظرم انسان معاصر به یک دوگانگی دچار شده است که این دوگانگی اعتقادی است و به همین علت سرمشق موضوع فیلم جدیدم را بیاعتقادی قرار دادم. سجاد ایمانی هم اکنون درگیر ساخت یک مستند از بخشهایی از کار و زندگی سینمایی ابراهیم حاتمیکیاست.

فیلم مستند کامی
کارگردان: میترا ابراهیمی/ تدوینگر: مستانه مهاجر/ تصویر بردار: سعید صالحی/ صدابردار: ریحان میرخانی/ آهنگساز: پریا قاسم خانی/نویسنده و پژوهشگر: میترا ابراهیمی/ صداگذار: ندا محسنی/عکاس: سعیده شریعتی، سهیل سطلانی/تهیه کننده: پیمان قاسم خانی/محصول ۱۳۹۸/ ۷۳ دقیقه
موضوع: نگاهی به زندگی کامیار شاپور، فرزند فروغ فرخزاد.
این فیلم پیش از این در بخش خارج از مسابقه جشنواره سینما حقیقت حضور داشت. پیمان قاسمخانی نویسنده، بازیگر و کارگردان سینماست که در این عرصه طی سالها، موفق عمل کرده است. حالا این سینماگر پا به عرصه مستند گذاشته و تهیه کنندگی مستندی با نام «کامی» را بر عهده گرفته است؛ اثری که در سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر نمایش داده خواهد شد. این مستند تلاش میکند به درونیات و خلوت کامیار شاپور احترام بگذارد و او را فارغ از اینکه فرزند فروغ فرخزاد و پرویز شاپور است، به عنوان هنرمندی مستقل با رویا و آرمان شخصی معرفی کند. این فیلم روایتی از زندگی روزمره کامیار است که همانند همه انسانها دل مشغولیهای خود را دارد و به دنبال شعار و پیامهای کسل کننده نیست. کارگردان مستند «کامی»، شیوۀ پژوهش درباره شخصیت مستند خود را چنین شرح می دهد: فروغ را میشناختم و به خاطر فروغ دنبال کامیار میگشتم اما وقتی دیدم که او خودش یک شخصیت ویژه است دیگر همهچیز برایم تغییر کرد. خانواده فروغ یا اطلاعاتی درباره کامیار نداشتند و یا نمیخواستند این اطلاعات را به من بدهند البته من هم به آنها نگفته بودم که قصد ساخت فیلم را دارم. با کامیار شاپور هم یک سال رفتوآمد کردم و بعد پیشنهاد ساخت فیلمی درباره خودش را دادم. او گفت که جز تو به کس دیگری اجازه نمیدهم و بعد با آقای کیکاووسی که فیلم به او تقدیم شده صحبت کرد و گفت که میترا با بقیه فرق دارد. بهاینترتیب توانستم بیشتر اطلاعات لازم را از او بگیرم. فیلم مستند کامی، اولین تجربه میترا ابراهیمی در عرصه فیلمسازی به شمار می رود.

فیلم مستند مهدی عراقی را بکش !
کارگردان عبدالرضا نعمت اللهی/ پژوهشگر: سید مصطفی حسینی/ فیلمبردار: بهادر خردمند کیا، محمد بنکدار/ صدابردار: بهادر خردمند کیا/ تدوینگر: عبدالرضا نعمت اللهی/ صداگذار: هدایت احمد زاده/ آهنگساز: هدایت احمد زاده/ تهیه کننده: عبد الرضا نعمت اللهی/ محصول ۱۳۹۸/ ۱۰۴ دقیقه.
موضوع: مستندی درباره ی مهدی عراقی؛ مردی که فعالیت سیاسی اش را با فدائیان اسلام شروع کرد، به امام خمینی(ره) پیوست و در شهریور ۵۸ توسط گروهک فرقان ترور شد.
این مستند روایتی از زندگی و زمانه مرید وثیق و یاور راستین امام راحل (ره)، شهید مهدی عراقی است که در ۴ فصل موضوعی مجزا، به مرور خاطرات، روایات و وقایع موثر حادث شده در زندگی شهید عراقی میپردازد؛ از نحوه ارتباط و آشنایی او با شهید نواب صفوی گرفته تا حضور پررنگش در نوفل لوشاتو و همراهی پیوسته با امام خمینی (ره) در سالهای پیش و پس از وقوع انقلاب اسلامی، جملگی در این مستند به تصویر کشیده است. این فیلم در سیزدهمین جشنواره بین المللی سینما حقیقت حضور داشت و با استقبال روبرو شد و حالا باید با دیگر آثار جشنواره فجر به رقابت بپردازد. مستند «مهدی عراقی را بکش» در بخش شهید آوینی جشنواره سینما حقیقت نیز حضور داشت. بخش شهید آوینی شامل فیلمهایی میشود که موضوع آنها با انقلاب اسلامی، دفاع مقدس یا حوزه مقاومت ارتباط دارد. عبد الرضا نعمت اللهی کارگردان این فیلم می گوید: کار ما گفتوگو محور بود. تصمیم گرفتیم به صورت خاطرات شفاهی باشد. دوستان شهید عراقی، اعضای خانواده و همراهان ایشان در دورههای مختلف زندگی و مبارزاتی از نیروهای مبارز و مذهبی تا اعضای سازمان مجاهدین و همه همراهان ایشان آنچه را تعریف کردند ما روایت کردیم. همه کسانی که سراغشان رفتیم شاهد دست اول بودند و خاطرات خودشان را از آقای عراقی برای ما تعریف کردند که تعدادشان هم زیاد بود. فیلم را به چهار فصل تقسیم کردیم که هر فصل یک بخش از زندگی ایشان را روایت میکند. هر کدام از این راویان، خاطرات خودشان را از آن فصل زندگی ایشان بیان کردند. در مجموع از حدود ۳۰ نفر مصاحبه گرفته شد. هیچ کدام از مصاحبهها هم آرشیوی نیست و همه آنها تولیدی خودمان است. در حقیقت باید بگویم که یک جامعیت و گستردگی در خود حاجمهدی عراقی هست و ما سعی کردیم فارغ از گرایشهای سیاسی دیروز و امروز، به سراغ این افراد برویم و از آنها بخواهیم از مهدی عراقی برای ما بگویند. شاید حدود ۹۰ درصد مستند ما تولیدی است. اساس کار ما گفتگو است. چون مستند، نریشن ندارد. خود افراد روایت کردهاند، صحبتهایشان به هم دوخته شده و پیش میرود. آن بخشی هم که از آرشیو استفاده شده، عکس است. البته یک مجموعه آرشیو از خود حاجمهدی عراقی وجود دارد که خیلی باارزش است اگرچه زیاد نیست. درباره آقای عراقی تصویر و فیلم خیلی کم است. ما هم تصمیم گرفتیم که کلاًَ از فیلم استفاده نکنیم. ما فقط در تیتراژ مستند آنهم خیلی کوتاه در حد ۱۰، ۱۵ ثانیه از فیلم استفاده کردیم . یکی از ویژگی های مثبت و قابل توجه این مستند، رجوع به آرای افراد و شخصیت های مختلف و متعدد سیاسی دارای افکار و عقاید متفاوت و چه بسا متضاد با یکدیگر جهت واکاوی ابعاد شخصیتی حاج مهدی عراقی است. این افراد طیفی از شخصیت های اصولگرا، اصلاح طلب و حتی چپ های سوسیالیست را در بر می گیرند و جالب تر آنکه جملگی مصاحبه شوندگان، متفقا برمحسنات و نیکو خصالی شهید مهدی عراقی گواهی می دهند.
سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر ۱۲ تا ۲۲ بهمن ماه سال جاری همزمان با گرامیداشت چهل و یکمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی، به دبیری ابراهیم داروغهزاده برگزار میشود.















