✍️ امیرحسین صدیقیان – پایگاه خبری فرهنگ آفرینان
تحلیل فیلم مستند «اربعین» ساخته استاد بزرگ سینمای ایران ناصر تقوایی با حضور اکبر نبوی پژوهشگر، منتقد سینما و هادی مقدم دوست نویسنده و فیلمساز طی یک نشست در موزه سینمای ایران برگزار شد.
دراین نشست شهرام اسدی کارگردان و نظام الدین کیایی صدابردار برجسته سینما میهمان ویژه بودند.
در ابتدای مراسم فیلم مستند(اربعین)ساخته ناصر تقوایی به نمایش در آمد.به گزارش روابط عمومی موزه سینما، در ابتدای این مراسم فیلم مستند ۲۱ دقیقهای «اربعین» ساخته ناصر تقوایی نمایش داده شد .
اکبر نبوی پژوهشگر و صاحبنظر سینما گفت:
ما با سوءتفاهمی تاریخی درباره واقعه عاشورا در جامعه روبرو هستیم که از سوی برخی نویسندگان مطرح شده که از واقعه عاشورا با تعبیر تراژدی یاد میشود؛ درحالی که عاشورا تراژدی نیست.
نبوی افزود: تراژدی در معنای مصطلح یعنی قهرمانی که کشته میشود و به هدف خود نمیرسد. مثلا در داستانهای پهلوانی مانند «سهراب و رستم» و «اسفندیار و رستم» که هر دو تراژدیهای بزرگ تاریخی هستند، قهرمانان آن اهدافی بزرگ دارند که به هدفشان نمیرسند و هر دو با مرگی دردناک و دلی غمگین کشته میشوند.
نبوی با ذکر این نکته که عاشورا تراژدی نیست ادامه داد: قهرمان آن کشته میشود اما به همه اهدافش میرسد و آن حفظ کرامت انسان، تضمین آزادگی برای آینده انسان، زندگی با کرامت برای انسان و مجموعهای از این اهداف است که اهداف محقق میشود اما مرگش تلخ و پراندوه است.
اکبر نبوی درباره ساخته ناصر تقوایی گفت: عزادارای مردم جنوب با زیست فرهنگی و تاریخی آنها ارتباط مستقیم دارد. زندگی از طریق دریا و ماهیگیری و سفرهای تجاری دشواریهای خود را دارد. این فیلم در سال ۱۳۴۹ در بوشهر ساخته شده است و نشان از آن دارد که مردم بوشهر در زندگی عادی خود با حماسههای کوچک و بزرگ در زندگی روبرو هستند. در این فیلم ناصر تقوایی کسی را که برای روایتگری اصلی انتخاب کرده جهانبخش کردیزاده معروف به «بخشو» است؛ کسی که صدای زخمی، اسطورهای و حماسی داشت و این با زندگی و زیست مردم آن منطقه نسبت دارد.
اگر توجه کرده باشید مردم دیگر مناطق این نوع عزاداری را ندارند و عزاداری مردم جنوب رنگ خاصی دارد؛ گویا دمامزنهای این مراسم از دل تاریخ آمدهاند. حتی پیکره، صورت و نگاه آنها رنگ خاصی دارد، نگاهشان عمیق و پر از تلخی و اندوه است و روایتهای بسیار زیادی از محیط زیست آن منطقه دارد. در واقع این واقعه بزرگ با خون و پوست مردمی که پیرو امام حسین(ع) هستند، نسبت دارد.
پژوهشگر سینما ادامه داد: فیلم با نمایی از ماکتی از کربلا و شمعها آغاز می شود و گویا سالهاست که این عزاداری بوده و همانند فلاش بک این خاطرات مرور می شود، به دمامزنها و سنجزنها میرسد که ویژگی حماسی دارد و این ویژگی را هیچ ابزار عزاداری دیگری ندارد و این اتفاق شگرفی برای یک مستند است. بسیاری از مستندها لحن ندارند اما این فیلم به شدت لحن دارد؛ دکوپاژی که تقوایی دارد دارای لحنی هماهنگ با مردم جنوب و واقعهای است که بعد از هزار و سیصد سال روایت میشود و بهشدت حماسی است.
نبوی افزود: یکی از کارهای خوبی که تقوایی در این فیلم انجام داده این است که پاساژهایی انتخاب کرده که با زندگی مردم این منطقه نسبت دارد. دوربین با نشان دادن مجموعه لنجهایی که ساکن هستند و برخی پهلو گرفتند، فضای غمگرفته بندر را نشان میدهند. در پلانی، گندمزار و عمل گندم باددادن را نشان میدهد که با توجه به تنوع کشاورزی مردم این منطقه روی گندم تاکید دارد؛ فهم من این است که واقعه کربلا شاید بزرگترین گناهی است که از ابتدای تاریخ رخ داده و خوردن گندم در برخی از روایتهای دینی، اولین گناهی است که انسان انجام داد. تقوایی این موضوع را به فیلم پیوند میزند که اگر گناه نخستین نبود، این گناه بزرگتر اتفاق نمیافتاد.
نبوی با به پنجرههای مشبکی که در فیلم نمایش داده میشود اشاره کرده ووگفت: گاهی این پنجرهها کل قاب را پر کرده و دوربین تند حرکت میکند؛ درست است فیلم در جاهایی در ورطه فرمالیسم گرفتار میشود ولی رویکرد تقوایی فرمالیستی نیست و از این پنجرهها برای بیان مفهومی استفاده کند. پنجره معنا دارد؛ چشمِ خانه برای دیدن است. خانه در اینجا به معنای متعارف نیست به معنی زمان و مکان است؛ زمان و مکانی که ایستا نیست و تقوایی با هوشمندی هنرمندانهای به آن ریتم تند میدهد. درواقع تقوایی از منطقه جنوب، دریا و آب استفاده هنرمندانه کرده است، در کربلا یکی از مفاهیمی که همیشه مطرح است تشنگی است که در این فیلم با واقعه کربلا کنتراست ایجاد میکند.
نبوی ساخت مستندهایی مثل اربعین را دشوار می داند و معتقد است دوربین در این فیلم مستند ماخوذ به حیا رفتار می کند. گویا در این فیلم دوربین ابتدا باید به نوعی اهلیت خود را به این آیین نشان بدهد بعد وارد حریم مردم آن منطقه شود. دوربین در آغاز با فاصله از مردم حرکت می کند و در مسجد و حسینیه مراسم عزادرای شروع می شود، بعد از پلانی از بیرقها، دوربین خود را عقب میکشد و آرام آرام نزدیکتر شده و جزئی از عزاداران میشود تا اینکه در سکانسهای پایانی در کنار عزاداران حضور دارد، گویا آنها هم آن چشم روایتگر را پذیرفتهاند..
این پژوهشگر سینما در پایان گفت: اگر با یک فیلم رئالیستی یا مستندی گزارشی روبرو بودیم این پایانبندی منطق داشت اما ما با یک فیلم هنری روبرو هستیم که راز آن هم این است که از هنر اصیل برخوردار است. فیلم با پایان عزاداری به یکباره تمام میشود و فیملساز هیچ سکاسی به آن اضافه نمیکند که ممکن است به یک کنایه سیاسی اشاره داشته باشد. فیلم اربعین جزو آن دسته فیلمهایی است که سهلِ ممتنع است و هر کسی نمیتواند مانند آن را بسازد. ساخت این مستند با نگاه زیبایی شناسانهای که دارد، بهشدت دشوار است.
هادی مقدمدوست نویسنده و کارگردان سینما هم در این نشست گفت: مستند «اربعین» بیانگر برخوردی است که فیلمساز با موضوع فیلم دارد و آن همان چیزی است که شاکله، ریخت و صورت فیلم را تشکیل میدهد. فیلم چیزی فراتر از تصویر مستند و به جای مانده از یک رویداد است و این مبحث قابل طرح برای سینماگرانی است که میخواهند از موضوعی فیلم بگیرند و در نهایت اثرشان در سطح گزارشگری باقی میماند و فراتر از آن نمیرود. موضع و احساس داشتن به موضوع نقطهایست که معتقدم از آنجا هنر آغاز میشود.
این کارگردان سینما افزود: نماهایی که از پنجرهها در این مستند وجود دارد و حرکت های دوربین همه حساب شده و شبیه ضربآهنگ و لحنی است که در مراسم عزاداری داخل فیلم اتفاق میافتد. فیلم به صورت یک منظومه اتفاق میافتد؛ عزاداران دست در کمر یکدیگر مانند منظومه میچرخند و قابهایی که بسته شده و ضرباهنگی که با تدوین ساخته شده همان حالت را به ما منتقل میکند.
صورتبندی که فیلم برای خود انتخاب میکند نکته قابل توجهی دارد؛ فیلم خود را در محیط استعاره و کنایه و تشبیه نگه نمیدارد تا پلانها کارکردشان به تولید یک معنایی ختم شود که شبیه به خلق معنا در خطابه است. معنا و به عبارت دقیق تر احساس فیلم در دل یک منظومه موسیقایی قرار داده شده است؛ در باد دادن گندمها و تصویری که میبینید آهنگی درونی وجود دارد که هم به زندگی مردم آن ناحیه اشاره میکند و هم با قطعه موسیقی آئینی که فیلم دارد، همآهنگ است. البته دلسپاری به این نغمه، فقط محصول پیدا کردن ریتم و آهنگ نیست، بلکه محصول فهمیدن و پسند باطن آیینیست که در فیلم نمایش داده میشود. در واقع گویی فیلم خود در حال شراکت در آیین و مراسم اربعین است.
مقدم دوست ضمن اشاره به نکته های ظریف درفیلم گفت: وقتی فیلم را میبینید گویا این فیلم یک قطعه موسیقایی بسیار فهیم است که درباره آن اندیشیده شده و پشت آن فکر است. میشود درباره آن حرف زد، لذت برد، حس دریافت کرد و معارف را از فیلم استنباط کرد. این گونه است که فیلم به اثری متفکر و هنری سینمایی تبدیل میشود. میتوان با وجود قدیمی بودن ابزار فیلمسازی، تعبیر «نفیس» را برای آن انتخاب کرد.
مقدم دوست درباره ارزش پژوهشی اربعین ادامه داد: کوشش پژوهشگرانهای که این فیلم توانست آن را به یک اثر تاثیرگذار و حسساز تبدیل کند، پژوهشی است که دنبال حقیقت امور و باطن پدیدهها بگردد و کاری کند که ما صاحبِ نظر و احساس شویم.
وی درپایان افزود: اینکه خود پژوهشگر نسبت به موضوع فیلم احساس پیدا میکند نکته مهمی در فیلم مستند و داستانی است که کمتر درباره آن حرف زده میشود درحالیکه این نکته میتواند یک فیلم را به سطح عالی برساند. به جرات می توان گفت اربعین مستندی عالی است زیرا تقوایی اهل تحقیق بوده است. حتی نوع فونتی که تقوایی برای نوشتن عنوان فیلم انتخاب کرده به موضوع هماهنگی صاحب اثر با جان رویداد اربعین دلالت دارد.
شایان ذکر است این نشست با استقبال خوبی ازسوی فرهنگ دوستان روبرو شد و موزه سینما با برگزاری این نشست نشان داد راه درستی را برای ادامه فعالیت های خود برگزیده است.













